آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / بزرگسال / نبض ممنوعه
نبض ممنوعه
در حال انتشار

رمان نبض ممنوعه

نام رمان: نبض ممنوعه
ژانر: عاشقانه، بزرگسال، خشن، مافیایی
وضعیت: در حال انتشار
تعداد قسمت: 0 قسمت
رده سنی: +۱۵ سال
فرمت: آنلاین / PDF
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: ZAR
صفحات: 1959

خلاصه داستان:

پدرام، رئیس بی‌رحم یکی از مرگبارترین مافیای بین‌المللی تجارت اعضای بدن، مردی‌ست که دنیا او را هیولا می‌داند و او خودش را ناجی...او به هیچ‌کس رحم نکرده؛ نه دشمنانش، نه دوستان قدیمی، ...اما همه‌چیز با ورود یک دختر شروع می‌شود.کمند، دختری مرموز با گذشته‌ای خاموش و نگاهی که نه التماس دارد، نه ترس.او گروگان است؟ جاسوس؟ طعمه‌ای در یک بازی بزرگ‌تر؟ وقتی قاتل و قربانی روبه‌روی هم بایستند، چه چیزی خطرناک‌تر است؟ انتقام؟ یا دل‌باختن؟

IRT 77,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

 دانلود رمان نبض ممنوعه pdf از ZAR نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال،خشن،مافیایی

خلاصه رمان نبض ممنوعه

پدرام، رئیس بی‌رحم یکی از مرگبارترین مافیای بین‌المللی تجارت اعضای بدن، مردی‌ست که دنیا او را هیولا می‌داند و او خودش را ناجی…او به هیچ‌کس رحم نکرده؛ نه دشمنانش، نه دوستان قدیمی، …اما همه‌چیز با ورود یک دختر شروع می‌شود.کمند، دختری مرموز با گذشته‌ای خاموش و نگاهی که نه التماس دارد، نه ترس.او گروگان است؟ جاسوس؟ طعمه‌ای در یک بازی بزرگ‌تر؟ وقتی قاتل و قربانی روبه‌روی هم بایستند، چه چیزی خطرناک‌تر است؟ انتقام؟ یا دل‌باختن..

قسمتی از رمان

انبار بوی فلز و عرق و اسلحه میداد..کمند را روی صندلی بسته بودند ولی نه محکم..زخمش تازه بود درست بالای دنده ها،نه انقدر کاری که

باعث مرگش شود و نه انقدر سطحی که قابل باور نباشد….

صدای در سنگین باز شد…قدم هایی آرام متعادل،دقیق.. مثل همیشه همه چیز را میبیند حتی وقتی پشتت ایستاده.

پسری بیست و اندی ساله آمد با آن کت سیاه و دست هایی که پشتش قفل بود…ایستاد ،نگاه نکرد،حرفی نزد…فقط گفت: بهتر نیست

خودت به حرف بیای تا مجبور نشیم با روش های بدتری ازت حرف بکشیم؟

کمند سرش را بالا آورد چشمانش آرام بی حالت،صدایش خراشیده ولی محکم بود:چیه؟ترسیدین؟ و سپس با ان صدای خش دار که

حاصل فریادهایی بود که حین شکنجه شدن میکشید بی حال اما بی پروا به خنده افتاد..

پسر با حالتی گنگ نگاهش کرد و با لحنی پر تشویش به حرف آمد:

به نفعته به حرف بیای قبل از اینکه این کله شقی هات به گوش رئیس برسه و کار دستت بده.متوجهی کجایی؟

اوه پس روز میعاد رسید.قراره رئیستون بفهمه و بیاد دست بوسی…

 

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 1

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

روبان مشکی

دانلود رمان روبان مشکی pdf از مهدیه رزازپور با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

اشک عروسک

دانلود رمان اشک عروسک pdf از الهام رجب زاده با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

پرواز ققنوس

دانلود رمان پرواز ققنوس pdf از زهرا با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

صبر کن دارم عاشقت میشم

داستان این رمان جذاب از اونجایی آغاز میشه که سودا به دستور…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان بزار حس کنم با منی pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان بزار حس کنم با منی pdf از فری بانو با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان عشقی که تبخیر شد pdf از فاطیما با لینک مستقیم

دانلود رمان عشقی که تبخیر شد pdf از فاطیما با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان حمای زحمت pdf از زهرا حیدر آبادی با لینک مستقیم

دانلود رمان حمای زحمت pdf از زهرا حیدر آبادی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

دانلود آهنگ بیا بیا بیا بیا دلم واست هلاکه با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم

دانلود آهنگ بیا بیا بیا بیا دلم واست هلاکه از مهستی با کیفیت…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.