دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان توغای pdf از آذر_ع نسخه کامل بدون سانسور

 دانلود رمان توغای pdf از آذر_ع نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،مافیایی

خلاصه رمان توغای

دختره،کاملابرهنه تو جای ناشناسی از خواب بیدار میشه.نارا دستم کشید و به اجبار منو برد طبقه پایین بین اون همه جمعیت و من در برابر نگاه هاشون که روی بدنم بالا پایین می شد هیچ دفایی نداشتم! مگه اینجا کاواره‌س ک بدون‌لباس اومدی؟؟ – نه مثل اینکه انقدر خوشگذرونی کرده تایم برگشتش فراموش کرده مثل سیندرلا لباساش غیب شدن…

قسمتی از رمان

چشمام تار میدید باید بیشتر حواسم رو جم میکردم.به خیابان که رسیدم بادیدن ماشین های اطراف بیشتر حراس به جونم افتاد.
کاش حداقل آدرس میپرسیدم…دقیقا کجا باید میرفتم؟
من حتی خیابان های شهر برام ناآشنا بود
اghن چطور میتونستم نزدیک ترین کلانتری را پیدا کنم؟مثان کودکی بودم که در یک روز شلوغ مادرش رو گم کرده …
بسختی از خیابون عبور کردم، بوق های ممتد ماشین ها…صدای داد و فریاد راننده هایی که ناسزا نثارم میکردن
باعث شد سرگیجه به سراغم بیاد و جوشش شدیدی توی معده ام تا حلقم حس کنم .
عمق فاجعه بود !
با معده ی خالی…و این درد عجیب… با هجوم یکباره مایع تلخی به حلقم ناخودآگاه
با گام های بلند خودم رو به جوب کنار خیابان رسوندم.
و دستم راه تکیه گاه درخت کنارم کردم و با تمام توان از ته دل عووق زدم.
و این تلاشهای ناموفق من همزمان شد با صدای بوق کش دارماشینی که از خیابون میگذشت…
و پرت شدن حواسم به یکباره… نباید میشد آنچه که شد
محتوای معده ام با شدت بیرون جهید…
و صدای جیغ دختری که نمیدونم ازکجا سرو کله اش پیدا شده بود.و خیس شدن تمام صورتش با محتویات زرد و سبز رنگ
معده ام..

با شرمندگی، نگاهی به صورتش انداختم
باید کاری میکردم ولی اینقدر این صحنه حال بهم زن بود که تا خواستم ادب را رعایت کنم .
دهن باز کردم برای عذر خواهی، ولی عووق بعدی همانا و گل گلی شدن سویشرت مشکی دخترک همانا…

 

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 0 / 5. تعداد رای : 0

خلاصه رمان
دختره،کاملابرهنه تو جای ناشناسی از خواب بیدار میشه.نارا دستم کشید و به اجبار منو برد طبقه پایین بین اون همه جمعیت و من در برابر نگاه هاشون که روی بدنم بالا پایین می شد هیچ دفایی نداشتم! مگه اینجا کاواره‌س ک بدون‌لباس اومدی؟؟ - نه مثل اینکه انقدر خوشگذرونی کرده تایم برگشتش فراموش کرده مثل سیندرلا لباساش غیب شدن...
مشخصات رمان
  • نام رمان
    توغای
  • ژانر
    عاشقانه،مافیایی
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
  • ستارهعاااااالی...
تبلیغات متنی
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7294 نوشته
  • 14 برگه
  • 5058 کامنت
  • 331 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.