دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان غمزه شیطان pdf از راحلهdm

دانلود رمان غمزه شیطان pdf از راحلهdm

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان غمزه شیطان

رمان غمزه شیطان به قلم راحلهdm داستان زندگی زنی فاسد به نام کرشمه است که عاشق مرد مذهبی متاهلی به نام امیر عطا می‌شود. برای به دست آوردن او پرستار زنش می‌شود و با هوس کاری می‌کند امیر عطا به سمتش بیاید. درحالی که عاشق زن مریضش است. اما در دام کرشمه می‌افتد و با جنین نامشروعی …

قسمتی از رمان

یک ساعتی میشد که نشسته بودم رو کاناپه ی تو اتاقم و خیره بودم به دیوارِ مقابلم.
بعد از حرفی که مریم بهم زد دیگه نتونستم بیشتر از اون فضای خفگان آور اون اتاق و تحمل کنم و بی حرف زدم از اون اتاق بیرون.
از نگاه کردن تو چشماش شرم داشتم.
اون از خوبی من حرف میزد از اعتمادی که به من داره و خبر نداشت که من شدم صیغه ی شوهرش و قبل از اینکه خودش بهم پیشنهاد بده سعی در اغفال شوهرش داشتم.
آهی کشیدم و کلافه موهام و به چنگ گرفتم.
حس بدی داشتم، حس یه آدمِ لجن و
اگه از امیر عطا خوشم نمیومد همین الان قید پول و میزدم و از زندگیشون میرفتم.
ولی امان از قلبی که دلش کمی عاشقی میخواست.
کمی محبت از سمت امیر عطایی که محبتش به مریم و دیده بود و بی نهایت حسادت میکرد.
دلم کمی محبت میخواست.
محبتی از جنس امیر عطایی..
همون قدر خاص و خالص..
نگاهم که به عقربه های ساعت روی دیوار افتاد غرولند کنان بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم.
انقدر افکارم درگیر شده بود خودم که هیچ، حتی یادم رفت به مریم نهارش و بدم.
حتما تا الان حسابی گرسنش شده بود.
پوفی کشیدم و غذایی که پیک از طرف امیر عطا آورده بود و گرم کردم و داخل سینی گذاشتم و در کنارش سبزی و زیتون و آب هم گذاشتم و قدم برداشتم سمت اتاقش.
لای درو آروم با پا باز کردم.
بیدار بود، سر چرخوند سمتم و تو سکوت نگاهم کرد.
میشد دلخوری و تو نگاهش دید.
سینی و گذاشتم روی تخت و رفتم سمتش تا کمکش کنم بشینه و به تاج تخت تکیه بده.
بی حرف تو سکوت کمکش کردم و رفتم سینی و برداشتم و کنارش نشستم.
فقط تو سکوت بی حرف نگاهم میکرد
قاشق و از برنج پر کردم و جلو دهنش گرفتم.
لب باز نکرد و همون‌طور دلخور نگاهم کرد.
کلافه و عصبی قاشق و داخل بشقاب برگردوندم و رو بهش گفتم:
_اونطوری نگاهم نکن مریم، جون من بیا غذات و بخور از صبح هیچی نخوردی حالت بد میشه ها.
بعد من جواب شوهرت و چی بدم تو امانتی دستم‌
_اگه میخوای خوشحال بشم به حرفم گوش کن.
دستی به پیشونیم کشیدم.
_هوف بازم همون حرف!

 

قیمت73000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 813

خلاصه رمان
رمان غمزه شیطان به قلم راحلهdm داستان زندگی زنی فاسد به نام کرشمه است که عاشق مرد مذهبی متاهلی به نام امیر عطا می‌شود. برای به دست آوردن او پرستار زنش می‌شود و با هوس کاری می‌کند امیر عطا به سمتش بیاید. درحالی که عاشق زن مریضش است. اما در دام کرشمه می‌افتد و با جنین نامشروعی ...
مشخصات رمان
  • نام رمان
    غمزه شیطان
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    راحلهdm
  • صفحات
    4198
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
  • ستارهعاااااالی...
  • ناشناسمن اینطور فک میکنم یا گریسی مادرش عجوزه بود، شوهرم عیاش بود خودشم مجسمه گذاشت عج...
  • مهساچرا لینک دانلود نیست؟...
  • فاطمهسلام وقت بخیرجلددوم داره؟ چطورمیشه دانلودکرد؟...
  • النازعالی بود مخصوصا شخصیت ناخدا جلال حتما بخونین پشیمون نمیشین...
  • زینبرمان...
  • نازنین زهرایعنی بهتر از رمان هیچ جا پیدا نمی کنید بخونید چون داستانش خیلی جذابه...
  • Nazبی نظیر بود . خیلی دوستش داشتم...
تبلیغات متنی
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7281 نوشته
  • 13 برگه
  • 5053 کامنت
  • 266 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.