در حال انتشار
رمان غضب
خلاصه داستان:
داستان دختری بیپناه و مظلوم است که مورد تعرض قرار میگیرد.به مرد کردی پناه میبرد که دشمن خونی پدرش است.قاتل خواهرش!مجبور به ازدواج با او میشود اما آتش انتقام و کینه، دامنش را میگیرد و…
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان غضب pdf از شیوا اسفندی نسخه کامل بدون سانسور
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،انتقامی،بزرگسال
خلاصه رمان غضب
داستان دختری بیپناه و مظلوم است که مورد تعرض قرار میگیرد.به مرد کردی پناه میبرد که دشمن خونی پدرش است.
قاتل خواهرش!
مجبور به ازدواج با او میشود اما آتش انتقام و کینه، دامنش را میگیرد و…
قسمتی از رمان
مقابل گیت بزرگی، که هیبتش لرز به تنت میانداخت ایستادم و آن روز را برای خودم دوره کردم.
روزی که تصمیم گرفتم به این خانه و آدمهایی که به خونم تشنه هستند، پناه بیاورم.
همان سه روزی، که کنارِ آن مرد وحشی و کثیف گذراندم، که هیج رحمی در وجودش نبود.
که وحشیانه به تنم تاخت و نقطهبهنقطه بدنم، آماجِ دستان زمختش شد.
نفسم را با آهِ پربغضی بیرون فرستادم و حرفهای آخرِ مادرم در ذهنم تکرار شد.
-برو پیش خاندان هخامنش. مردای اون خاندان گناه تو رو پای پدرت نمینویسن.
مجال ندادند، تا بپرسم؛ چطور به کسانی پناه ببرم که پدرم به دخترشان تجاوز کرد.
و چطور جایی بروم، که برادرم به جای رساندن جسمِ بیجان دخترشان به بیمارستان، هفتهها به تنِ دردمند و ضعیفش تعرض کرد.
و حال با لباسهایی پاره و تنی کثیف، که ده روز را در خیابانها گذرانده بودم، مقابل گیت بزرگ و سیاه رنگِ خانهشان ایستادهام و هر چه به دنبال نوری روشن برای ادامهی راه میگردم پیدا نمیکنم.
-اینجا چی میخوای دختر جون؟!
لرزی به تنم نشست و تمام وجودم به شور افتاد.
صدای خودشبود…
برادرِ همان دختر…
همان مردی که قسم خورد، تا آخرین نفر از خانوادهام را تکهتکه میکند و به دستان خاک میسپارد.
به ناچار به سمتش چرخیدم…
از ماشینش پیاده شده بود و با چند تراولی که در دست داشت، حدسش سخت نیست، که فکر کرده نیازمند هستم.
نگاه از پیراهن مشکیِ تنش و آن بازوهای عضلانیاش گرفتم و از شانههای پهنش گذر کردم، تا به صورتش رسیدم.
او در لحظه مرا یاد مردی انداخت، که هیچ رحمی در مقابلم نداشت و وحشت زده قدمی به عقب برداشتم.
آن حیوان، بلایی به سرم آورده بود، که حتی جذابیتِ نفسگیرِ این مرد برایم ترسناک بود.
ناگهان چشم ریز کرد و سرش به سمت شانه کج شد.
چشم ریز کرد و ابروهای پرپشتش به هم نزدیکتر شد.
او به مانند ماری، که طعمهاش را اندازه میزد، براندازم میکرد و من به دنبال راهی برای محو شدن بودم.
بیشک چهرهی درب و داغانم برای او آشنا بود، اما هنوز باورش نمیشد، که نادیا مقابلش باشد.
ناگهان درِ سمت شاگرد باز شد و پدرش از ماشین بیرون آمد.
-نادیا؟! تویی؟!
و من حتی نتوانستم نگاهم را از او بگیرم.
مردی، که حال سفیدهی چشمهایش پر از مویرگهای قرمز بود و خونخاری، درون آن دو گوی سیاه رنگش بیداد میکرد.
قدم دیگری به عقب برداشتم و چرخیدم و با آخرین توانی که در جان و تنم مانده بود، شروع به دویدن کردم.
آمدن به اینجا بزرگترین اشتباه دنیا بود.
اما خیلی دور نشده بودم، که به من رسید و دست قوی و مردانهاش، چنگ بازوی آسیبدیدهام شد.
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
این مرد امشب میمیرد
دانلود رمان این مرد امشب میمیرد pdf زینب ایلخانی با لینک مستقیم برای…
ادامه مطلبدیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان تقاص دل بستن pdf از مهسا ولی زاده با لینک مستقیم
دانلود رمان تقاص دل بستن pdf از مهسا ولی زاده با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلبدانلود رمان ما به هم محتاجیم pdf از Yeganeh-sm با لینک مستقیم
دانلود رمان ما به هم محتاجیم pdf از Yeganeh-sm با لینک مستقیم برای…
ادامه مطلبدانلود رمان قصر متروکه ی خون آشام pdf از مریم دغاغله
دانلود رمان قصر متروکه ی خون آشام pdf از مریم دغاغله با…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان