
دانلود رمان بوی موهایت چند pdf از آذین بانو
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،همخونه ای
هرانوش بعد از به هم خوردن نامزدیش و به اجبار بقیه بزرگتر ها مجبور میشه برای زندگی بره خونه ی پسر عمویی که روابط آزادی داره و سال ها از شهرشون بیرون رفته. الان هرانوش رو به چشم مزاحم میبینه…
قسمتی از رمان
همه افرادی که با او نسبت خونی نزدیک داشتند جمع شده بودند خانه شان. صدای همهمه و حرفهایشان تا اتاق خواب هم شنیده میشد.
دوست داشت میرفت بیرون و تک تک شان را از خانه بیرون میکرد، اما می دانست با حضور پدری که حرف مردم برایش از هر چیزی مهم تر بود چنین اتفاقی غیر ممکن بود. مادرش طبق معمول همیشه اول در را باز کرد سرش را داخل آورد و در نهایت پرسید:
_ اجازه هست بیام تو؟
خنده اش گرفت. سر تکان داد:
_شما که تا اینجاش رو اومدی بقیه اش رو هم بیا دیگه.
نگران دستهایش را به هم قلاب کرد: _استرس دارم هرانوش بابات تا حالا بیشتر از ده بار سراغتو گرفته. چرا بیرون نمی آیی؟ میخوای سر و صداشُ در بیاری؟
به مادرش لبخند زد :
_نگران نباش الهام خانم. هر کسی که ندونه تو که خوب میدونی بابا جونش برات در میاد، از سر و صداشم نمیترسی.
مادرش باز هم نگران گفت:
_ بیا بریم بیرون قربونت بشم. عمو محمود هم اومده زشته بیا بریم شر درست نکن. بیا بریم مادر. چشم سفیدی نکن.
این را که گفت عصبانی از روی تخت پایین آمد. مقابلش ایستاد. سینه به سینه اش، چشم در چشم، نگاهش کرد
_ مامان من چشم سفیدم؟ منی که هر چه گفتید گفتم چشمُ مثل بره دنبال تون این راه افتادم؟ مامان نمیخوام توی جمع باشم درک این موضوع اینقدر براتون سخته؟
قیمت49000



















