دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دلبران pdf

دانلود رمان دلبران pdf 

برای اندروید ،آیفون و تبلت 

توسط: بهاره گندمی

سبک رمان: عاشقانه

خلاصه ای از رمان دلبران

کلافه پوفی می کشم یک ماهه این فکرا خوابو خوراکو ازم گرفته الانم رسیدم به جایی که باید عطر تندو تیزشو

با بی مزه بازیاش تحمل می کردم کی می خواست این مسخره بازیو تموم کنه؟

انگار نه انگار “یک” نصفه شبه آقا با دوستاش کورس گذاشته حالا کی بچه بود؛ من یا این

خیرگی نگاهمو میزاره، روی توهمات پوچ خودش لبخنده محوی تحویلم میده و با لب تر کردنی میگه:

_دلدار تازه بعد از چندسال خیالم راحت شد مال خودم شدی

سرمو به پشت تکیه میدم و نگاهمو ازش می گیرم حرفاشو دیگه حفظ بودم تو این شهر به این کوچیکی، کی از عشق طوفان خبر نداشت؟

این آخریا حتی خجالت می کشیدم پامو بیرون بزارم از بس باید پچ پچای خاله زنکای محلو تحمل می کردم “این همون دخترست؟

میگن طوفان واسش هرروز گل میخره! کدوم پسری جرات داره واسه خواستگاری در این خونه رو بزنه! بابا این سرتره!

حیف طوفان واسه این دختره از دماغ فیل افتاده” اینا فقط چند نمونه سادش بود؛ که باید هرروز تو گوشم پنبه می کردم تا کمتر حرص بخورم

_شاید از همون روزی که قنداق پیچ بغلت کردم عاشقت شدم درکی از احساسم نداشتم ولی هرروز ارزو می کردم مال خودم باشی

چشم غره ای به حرفای غلمبه شده عاشقانه اش میرم آخه نصفه شبی کی حوصله داشت؛ که این داشت؟

خدایا کرمتو شکری تو دلم میگم” ی سالمشو قسمتم می کردی”!

صدای بوق موتوری که از کنارمون می گذره و جیغ سرخوشش یک متری از جا می پرونم

_مبارکت باشه طوفان بالاخره به عشقت رسیدی

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان خون بس

دانلود رمان دچار

دستی روی قلبم میزارم. نفسی گرفته فحش رکیکی میدم و چشمام گرد شده می چرخه به سمتش. یک بند انگشت با ماشین فاصله داشت

تا به طوفان تبریک بگه!. این کی بود دیگه ! دوستاشم مثل خودش دیوونه بودن!. نیش طوفان باز میشه، حرف دلشو زد.

جواب دوستشو با تک بوقی میده و دستی از شیشه واسش بیرون میبره.

_چاکر آقا مرتضی…

دانلود رمان دلبران بهاره گندمی رایگان

موتوری که مرتضی باشه گازی میده و با یک تک چرخ جلو ماشینمون شیرین بازی در میاره. صدای بوق

ماشینای پشت سرمون بین گم گم صدا ضبطا گم میشه. سرنشینا سرشونو از ماشینا بیرون آوردن و مرتضایی که هنرنمایی می کرد

با سوت و دست تشویق می کردن . جز تاسف کاری از دستم برنمیاد تا

جایی که فرمون موتور از دستش خارج شد و لحظه ای بین گله ملق زدن فاصله ای نداشت.

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.8 / 5. تعداد رای : 5

مشخصات رمان
  • نام رمان
    دلبران
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    بهاره گندمی
  • صفحات
    1693
لینک های دانلود
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
  • ستارهعاااااالی...
  • ناشناسمن اینطور فک میکنم یا گریسی مادرش عجوزه بود، شوهرم عیاش بود خودشم مجسمه گذاشت عج...
  • مهساچرا لینک دانلود نیست؟...
  • فاطمهسلام وقت بخیرجلددوم داره؟ چطورمیشه دانلودکرد؟...
  • النازعالی بود مخصوصا شخصیت ناخدا جلال حتما بخونین پشیمون نمیشین...
  • زینبرمان...
  • نازنین زهرایعنی بهتر از رمان هیچ جا پیدا نمی کنید بخونید چون داستانش خیلی جذابه...
  • Nazبی نظیر بود . خیلی دوستش داشتم...
تبلیغات متنی
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7281 نوشته
  • 13 برگه
  • 5053 کامنت
  • 266 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.