آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان خون برای نور pdf از ZK نسخه کامل بدون سانسوردر حال پارت‌گذاری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    خون برای نور
  • ژانر
    عاشقانه،تخیلی،خون آشامی،بزرگسال
  • نویسنده
    ZK
  • صفحات
    3030
  • وضعیت انتشار
    در حال انتشار
  • فرمت
    آنلاین / PDF
خلاصه رمان
«خون برای نور» روایت دختری به نام نورا است که پس از مرگ پدر و مادرش،به ایتالیا و خانه عمویش پناه می‌برد. اما در کوتاه‌ترین زمان ممکن،آرامش او با هجوم مردانی سیاه‌پوش و مرموز از میان می‌رود. این مردان که رهبرشان «آتحان» نام دارد،نورا را می‌ربایند و او را به دنیایی پر از رمز و راز،خون‌خواری و عشقی ممنوعه می‌کشانند.نورا که در ابتدا نمی‌داند چه سرنوشتی در انتظارش است، به‌تدریج با حقیقت وجود گرگویج‌ها،نژادهایی از ماورالطبیعه که از نسل گرگینه‌ها و جگوارهای خون‌آشام به وجود آمده‌اند، آشنا می‌شود. داستان با چاشنی عشق، جنگ قدرت، و تلاش برای بقا، خواننده را درگیر خود می‌کند و هر صفحه، رازی جدید را فاش می‌سازد...

دانلود رمان خون برای نور pdf از ZK نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،تخیلی،خون آشامی،بزرگسال

خلاصه رمان خون برای نور

«خون برای نور» روایت دختری به نام نورا است که پس از مرگ پدر و مادرش،به ایتالیا و خانه عمویش پناه می‌برد. اما در کوتاه‌ترین زمان ممکن،آرامش او با هجوم مردانی سیاه‌پوش و مرموز از میان می‌رود. این مردان که رهبرشان «آتحان» نام دارد،نورا را می‌ربایند و او را به دنیایی پر از رمز و راز،خون‌خواری و عشقی ممنوعه می‌کشانند.
نورا که در ابتدا نمی‌داند چه سرنوشتی در انتظارش است، به‌تدریج با حقیقت وجود گرگویج‌ها،نژادهایی از ماورالطبیعه که از نسل گرگینه‌ها و جگوارهای خون‌آشام به وجود آمده‌اند، آشنا می‌شود. داستان با چاشنی عشق، جنگ قدرت، و تلاش برای بقا، خواننده را درگیر خود می‌کند و هر صفحه، رازی جدید را فاش می‌سازد…
قسمتی از رمان
اشاره ای به مارسل زد تا حیوان ها را به سمت قفس هایشان ببرد و سپس ریموت در را زد تا
مثل قبل تبدیل به یک دیوار ساده شود و به سمت نورا رفت.
-ازت یه سوال پرسیدم بچه!
نورا:
وقتی جلو آمد و گفت:-ازت یه سوال پرسیدم بچه!نه تنها لحن بیخیال همیشگی را نداشت بلکه به
خوبی میتوانستم بوی تهدید را هم حس کنم!دست لرزانم را به پیشانیام چسباندم و سعی کردم
تصویری که دیده بودم را فراموش میکنم. خدامیدانست که در دنیا از هیچ چیز به اندازه ی سگ ها نمیترسم!
-من نمیتونم اینجا بمونم… بذار برم لطفا
ابرویش بالا پرید و یکی از غول ها که به شدت خوش قیافه بود، جلو آمد و با نیشخند گفت:
-بذاریم بری؟ اونم بعد از اینکه داشتی تو محوطه ما فضولی میکردی؟ چشم پرنسس امری باشه؟!
لحنش طوری بود که انگار همین حالا مچ یک جاسوس را گرفته و چشمانم درشت شد فضولی چیه؟ من… من فضولی نمیکردم!
و اینبار خود آتحان با صدایی که کمی بلند شده بود، گفت:
-پس دقیقاً تو محوطه آموزشی ما که هیچکس حق ورود بهش رو نداره داری چه غلطی میکنی
دخترجون؟
قیمت48000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 502

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین