دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
 دانلود رمان ساعت زندگی هفت و پنجاه و نه دقیقه است pdf از نشمیل قربانی نسخه کامل بدون سانسور

 دانلود رمان ساعت زندگی هفت و پنجاه و نه دقیقه است pdf از نشمیل قربانی نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: خانوادگی،اجتماعی،عاشقانه

خلاصه رمان ساعت زندگی هفت و پنجاه و نه دقیقه است

یگانه دختری‌ست که تلاش می‌کند مادر و دوخواهرش را که بعد از فقدان پدر دچار فروپاشی عاطفی شده‌اند، دوباره به مسیر درست زندگی برگرداند. او بهترین‌ را برای خانواده‌اش می‌خواهد اما این بهترین‌ها همان چیزی نیست که تقدیر برای آن‌ها در نظر گرفته و آن‌ها تا از هم‌گسیختگی عاطفی پیش می‌روند. یگانه بین مشکلات خانواده‌ و عشقی که به محمدحافظ دارد دست و پا می‌زند و در هر تلاش برای نجات به دیدگاه تازه‌ای می‌رسد.

قسمتی از رمان

سلامم بین حرف‌هایت فاصله انداخت. با مکث سر چرخاندی و مرا دیدی. مکثت نشان داد چقدر از دیدنم شوکه شده‌ای و شاید به دنبال دلیلی بودی تا حضورم را به آن ربط دهی. سعی کردم زیر نگاه آشوبگرت خود را بی‌تفاوت نشان دهم. دست داخل کیفم بردم و حین بیرون آوردن کیف پولم از محسن پرسیدم: قیمتش چنده؟ تازه آن موقع به خودت آمدی، پاسخ… روی جلد را نگاه کردی آرام گفتی: قابلی نداره مهمون ما باشین! نیم‌نگاهی به صورتت انداختم. نمی‌توانستم با آن نگاه خیره‌ات که دلم را زیر و رو می‌کرد کنار بیایم. می‌ترسیدم هر آن در نینی نگاهت حل شوم و جلوی محسن خود را لو دهم. سریع نگاهم را سمت کتاب چرخاندم و تعارفت را رد کردم: ممنون لطف دارین. کادوست. حس کردم نگاهت را گرفتی و کتاب را سمت محسن کمی هل دادی: آقا محسن بی‌زحمت کادوش کن. محسن چشمی گفت و خم شد تا چیزی از زیر پیشخوان بردارد. دوباره پرسیدم: نگفتین چنده!

محسن چند کاغذ کادو روی میز گذاشت و… اینا هست. اون طرفم باز طرح و رنگای دیگه داریم. و با دست سمت دیگری را نشان داد. سرم را چرخاندم و مثلاً نگاه به جایی که گفته بود انداختم. اما در اصل چیزی ندیدم. نخواستم هم که ببینم برایم فرقی نمی‌کرد کتابی که حتی عنوانش را نمی‌دانستم و بی‌دلیل خریده بودم با چه طرحی کادو شود. سریع برگشتم و روی اولین کاغذ کادو دست گذاشتم: همین خوبه! و بعد چند اسکناس از کیفم بیرون آوردم و بدون این‌که بین‌تان کسی را مستقیم مخاطب قرار دهم گفتم: من قیمتشو نگاه نکردم میشه بگین چقدر شد؟ این‌بار محکم‌تر از قبل گفتی: مهمون ما هستین. سریع مخالفت کردم: نه این‌طوری دیگه روم نمیشه بیام ازتون خرید کنم لطفا بگین قیمتشو. می‌دیدم که محسن زیرچشمی حواسش به ماست و کار خودش را انجام می‌دهد. باز هم مکث کردی، باز هم نگاهم کردی، این‌بار سرت را پایین انداختی و قیمت را گفتی. پول را روی میز گذاشتم

اسکناس‌ها را طوری کنار هم قرار دادم که تعداد و مبلغشان مشخص باشد. خداحافظی کردم. وقتی از کتاب‌فروشی بیرون آمدم تازه متوجه شدم باز هم دستانم می‌لرزند. اما راضی بودم. از خودم که آمده بودم، از تویی که نگاهم کرده بودی، از کتابی که نمی‌دانستم چیست و خریده بودم و حتی از جملات کوتاهی که گفته بودی، از همه‌چیز راضی بودم. لبخند زدم و سبک‌بال به راه افتادم. شادی دو روزم را ساخته بودی. می‌توانستم تا مدت‌ها آن کتاب را جلوی چشمانم بگذارم و فقط نگاهش کنم. می‌توانستم عطر دستانت را از روی جلدش بو بکشم. می‌توانستم او را به جای تو تصور کنم و با آن حرف بزنم. من به همین دلخوشی‌های کوچک هم راضی بودم. و نگذاشتم این دلخوشی‌ها میان تیک‌تاک‌های نامنظم زندگی‌ام گم شوند. مشتری دو هفته یک‌بار کتاب‌فروشی‌ات شدم. می‌آمدم میان کتاب‌ها چرخ می‌خوردم، تو را می‌دیدم و با یکی دو جمله‌ای که محضِ خرید کتاب…

 

 

قیمت78000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 0 / 5. تعداد رای : 0

خلاصه رمان
یگانه دختری‌ست که تلاش می‌کند مادر و دوخواهرش را که بعد از فقدان پدر دچار فروپاشی عاطفی شده‌اند، دوباره به مسیر درست زندگی برگرداند. او بهترین‌ را برای خانواده‌اش می‌خواهد اما این بهترین‌ها همان چیزی نیست که تقدیر برای آن‌ها در نظر گرفته و آن‌ها تا از هم‌گسیختگی عاطفی پیش می‌روند. یگانه بین مشکلات خانواده‌ و عشقی که به محمدحافظ دارد دست و پا می‌زند و در هر تلاش برای نجات به دیدگاه تازه‌ای می‌رسد.
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نشمیل قربانی (گیسوی پاییز)
  • ژانر
    خانوادگی،اجتماعی،عاشقانه
  • صفحات
    1757
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
  • ستارهعاااااالی...
تبلیغات متنی
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7298 نوشته
  • 14 برگه
  • 5058 کامنت
  • 331 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.