در حال انتشار
رمان ماه و سایه
خلاصه داستان:
آیدا دختری که با پسرعموش رابطهی احساسی برقرار کرده و تصمیم گرفته که باهاش ازدواج کنه و وارد رابطه ی جدی بشه بصورت ناگهانی با وقوع اتفاقاتی از این ازدواج منصرف میشه دلایلی که میتونن مرتبط با گذشتهی تاریك پدراشون باشه … گذشته ای که یه مرد زخم خورده و غرور شکسته ازش به جا گذاشته، مردی که برای انتقام اومده …ولی چی میشه اگر ذات مرد اجازه نده ماجرا اونجوری که باید پیش بره و دست طبیعت و کارما باعث بشن همه تقاص پس بدن ؛ هر کی به یک طریقی
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان ماه و سایه pdf از آزاده دریکوندی نسخه کامل بدون سانسور
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،معمایی،خانوادگی
خلاصه رمان زلف و زنجیر
آیدا دختری که با پسرعموش رابطهی احساسی برقرار کرده و تصمیم گرفته که باهاش ازدواج کنه و وارد رابطه ی جدی بشه بصورت ناگهانی با وقوع اتفاقاتی از این ازدواج منصرف میشه دلایلی که میتونن مرتبط با گذشتهی تاریك پدراشون باشه … گذشته ای که یه مرد زخم خورده و غرور شکسته ازش به جا گذاشته، مردی که برای انتقام اومده …ولی چی میشه اگر ذات مرد اجازه نده ماجرا اونجوری که باید پیش بره و دست طبیعت و کارما باعث بشن همه تقاص پس بدن ؛ هر کی به یک طریقی…
قسمتی از رمان
پنبه را به بتادین آغشته کردم و خیلی با دقت روی زخم پیشانی اش کشیدم…دست خودم نبود که اخم هایم را حین انجام این کار در هم کشیده بودم….
به کسی نگو آیدا!
کمرم را صاف گرفتم و مستقیم توی چشم های میشی اش نگاه کردم و حق به جانب گفتم:
تو اگه به من اعتماد نداشتی که بهم زنگ نمیزدی.میزدی؟
جواب نداد و من باز هم با دقت پنبه را روی زخمش کشیدم تا تمیز شود..فکرش را هم نمیکردم مهدی تا این اندازه کله شق باشد!
یعنی همه میگفتند اما من باور نمیکردم…
صدای بحث چند نفری را میتوانستم بشنوم که هنوز بیخیال موضوع نشده بودند…
سرم را به نشانه تاسف تکان دادم…مردم چقدر بیکار بودند که تا این اندازه پیگیر هر ماجرایی میشدند…
ربع ساعتی را با پاک کردن زخم او درگیر بودم که بالاخره تمام شد…پنبه را توی سطل کوچکی که گوشه مغازه بود انداختم و نگاهم را کف زمین گرداندم..پر از شیشه های خورد شده و شکسته…
مهدی بلند شد و جاروی دسته بلندی که به همراه یک خاک انداز دسته دار کنج دیوار بود را برداشت تا خورده شیشه ها را جمع کند..
سر جایش نشستم و دستم را زیر چانه ام گرفتم.کارش که تمام شد کرکره مغازه اش را پایین کشید و با قفل کتابی قفلش کرد.
جلوتر از او به راه افتادم.تیبا دو آبی رنگم را توی کوچه کنار پاساژ پارک کرده بودم..
قیمت78000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دانلود رمان نابودگر شیطان pdf از اسما- ب با لینک مستقیم
دانلود رمان نابودگر شیطان pdf از اسما- ب با لینک مستقیم برای…
ادامه مطلبدانلود آهنگ ریزه ریزه با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم
دانلود آهنگ ریزه ریزه از پویا با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم پخش اختصاصی از…
ادامه مطلبدانلود رمان رایحه ی جهنمی pdf از م.قربانپور لینک مستقیم
دانلود رمان رایحه ی جهنمی pdf از م.قربانپور لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…
ادامه مطلبدیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان نیلوفر آبی نمیمیرد pdf از ویدا منصوری با لینک مستقیم
دانلود رمان نیلوفر آبی نمیمیرد pdf از ویدا منصوری با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…
ادامه مطلبدانلود رمان معشوقه مشترک pdf با لینک مستقیم
دانلود رمان معشوقه مشترک pdf فاطمه مرادی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان