آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / اجتماعی / انکارم مکن
انکارم مکن
در حال انتشار

رمان انکارم مکن

نام رمان: انکارم مکن
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، قدیمی
وضعیت: در حال انتشار
تعداد قسمت: 0 قسمت
رده سنی: +۱۵ سال
فرمت: آنلاین / PDF
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: مژگان احتشامی
صفحات: 300

خلاصه داستان:

متین دختر زیبایی است که زندگی زیبایی دارد. ۳ برادر که او را دوست دارند و همسری عاشق که هر لحظه محبت خود را به او ابراز میکند. تا اینکه متین در چندین جا دچار حالت غش می شود و از هوش میرود. به توصیه ی مادرش به دکتر میرود و پس از انجام آزمایش می فهمد به بیماری سرطان مبتلا شده است. حال زندگی روی دیگر خود را به متین نشان می دهد. نامزدی که تا دیروز ورد زبانش نام او بود بعد از فهمیدن این ماجرا با او سرد می شود تا اینکه متین عکسهای شوهرش و زن دیگری را در مهمانی می بیند...

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان انکارم مکن pdf از مژگان احتشامی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،قدیمی

خلاصه رمان انکارم مکن 

متین دختر زیبایی است که زندگی زیبایی دارد. ۳ برادر که او را دوست دارند و همسری عاشق که هر لحظه محبت خود را به او ابراز میکند. تا اینکه متین در چندین جا دچار حالت غش می شود و از هوش میرود. به توصیه ی مادرش به دکتر میرود و پس از انجام آزمایش می فهمد به بیماری سرطان مبتلا شده است. حال زندگی روی دیگر خود را به متین نشان می دهد. نامزدی که تا دیروز ورد زبانش نام او بود بعد از فهمیدن این ماجرا با او سرد می شود تا اینکه متین عکسهای شوهرش و زن دیگری را در مهمانی می بیند…

قسمتی از متن رمان

ميخواهم عشق را منكر شوم ميخواهم عشق را بي معنا بخوانم ميخواهم تنها معني عشق را درد و رنج و تب بدانم.ميخواهم
بگويم عشق درد و رنجي بيش نيست و عشق به معناي واقعي هرگز يافت نميشود.نميخواهم نه ديگر هيچ نميخواهم چون
ديگر عشقي در ميان نيست انگيزه اي هويدا نيست پس چرا….
همه چيز با يک سرگيجه ساده شروع شد.قبر كوروش كبير با تمام عظمت و شكوه و جلالش پيش رويم بود و من در آستانه
ي پلكان ورودي تخت جمشيد غرق در توضيح و تفسير تاريخ كهن ايران باستان براي گروهي از مسافران بودم كه به قصد
گشت و گزار و گذراندن اوقاتي خوش براي تفريح و گردش كشور زيبايمان را انتخاب كرده بودند كه ناگهان همه چيز در
برابر چشمانم سياه و تاريك شد و لحظه اي احساس كردم تعادلم را از دست دادم دور خودم چرخيدم و نقش بر زمين
شدم.صداي همهمه ي اطرافيانم را كه هر يك قصد كمک بمن داشتند را ميشنيدم.حس ميكردم كه يكي از آنان مرا در
آغوشش گرفته و شانه هايم را ميمالد و ديگري آرام صدايم ميزند و با دست صورتم را تكان ميدهد.ولي گويي قدرت و
توانايي هر گونه عكس العملي نشان دادن در برابر اعمال آنان از من گرفته شده بود و ياراي آن را نداشتم كه از خود
واكنشي نشان دهم

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 765

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

زمستان ابدی

با دندوناش لبمو فشار میده ... لب پایینیم رو .. اونو می…

ادامه مطلب

شیاطین سیاه

دانلود رمان شیاطین سیاه pdf از حمیده خوشبخت با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

بخت سیاه پوش من

دانلود رمان بخت سیاه پوش من pdf از زینب جوکال  با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

همدوس

افروز اَحرار ، دانشجویی که هیچ چیزی از جزییات و حتی کلیات…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دلبر ممنوعه

رمان درباره ی دختری به اسم آوین هست که وقتی یازده سالش…

ادامه مطلب

از هم گسیخته

داستان زندگی رهاست که به خاطر حادثه‌ای از همه دنیا بریده حتی…

ادامه مطلب

تقدیر ناگزیر

گلنار دختر یتیمیه که تا به حال زیر چتر حمایت قیم قانونیش…

ادامه مطلب

ناسور عشق 

غزل دختر یک مرد بازاری و سنتی و دانیال، پسری که پدرش…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.