
دانلود رمان حکم دل pdf از میترا حاجیان
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،کلکلی،اجتماعی
خلاصه رمان حکم دل
داستان رفاقتِ سه پسر ، سه دوست ، سه تفنگدار که رفاقتشون زبانزد همه ی اطرافیان بود و همه به رفاقتشون غبطه میخوردند آسمون آبیِ رفاقت این سه تا رفیق ، خیلی طول نکشید که رنگ سیاهی جدایی به خودش گرفت تهمت بی ناموسی و دزد ناموس بود که بین اونا رو بهم زد و آتش این جدایی تا جایی پیشرفت که دو تا عاشق رو از هم دور کرد و پدر و مادری در آتش سوختند و عاشقی هم از درد دوری مجنون شد اگه عاشق رمان های رفاقتی هستی و دوست داری وارد دنیای رفاقت این سه تا دوست بشی و از عاقبت دوستی و دشمنی اونا باخبر شی بت توصیه میکنممم خوندنه این رمانوو از دست ندی…
قسمتی از متن رمان
شاهین
روی کاناپه ولو شده بودم و تو اینستا چرخ میزدم تا اینکه چشمم به استوری سهیل
افتاد….بازش کردم دوباره آقا از فوتبال بازی کردنش فیلم گذاشته …..خنده ام گرفت و یهو پغی زدم زیر خنده ….
آخ…سهیل….آخ…از دست دیوونه بازی های تو اگه بابات بفهمه که تو دوباره فوتبال بازی میکنی قشنگ دخلت اومده
سهیل عاشق فوتبال بوده و هست ولی چون خانوادهاش بخصوص باباش مخالف بودن
نتونست دنبال علاقه اش بره و مجبور شد کارباباشو ادامه بده و عمران بخونه …..به
سرم زد که بهش زنگ بزنم ،صبح بهش زنگ زده بودم اسمش همون بالای لیست تماس
هام بود که یهو یاد این جمله تو اینستا افتادم ،رفیق واقعی اونیه که شماره اش از بالای
صفحه تماست پایین نره …اره دیگه تماس های پر تکرار من یا با سهیل بود یا نیما ….
شماره اش رو گرفتم چند تا بوق بیشتر نخورد زود جواب داد
سهیل_به به،داداشم شاهین چطوره ؟
چقدر زود به زود دلت برام تنگ میشه نکنه خبریه ها ،میدونم طاقت دوری منو هیچ
کدوتون ندارید بعد زد زیر خنده ….خندیدم و گفتم _دیوونه ی خود شیفته ،تو دوباره
مگه فوتبال بازی کردی که الان استوریش کردی بابات بفهمه که ……نزاشت حرفمو تموم
کنم _آخ اگه بدونی شاهین چقدردلم واسه بوی چمن و توپ و فوتبال تنگ شده بود دیگه
نتونستم طاقت بیارم به خدا شاهین .



















