
دانلود رمان آقاشاه pdf از آزاده امانی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،خشن
خلاصه رمان آقاشاه
من یه دختر کله پزم…. خیلیها اعتقاد دارن اینکار مختص مردهاس ولی من خوب از پسش بر میام
اما درست از روزی که باشگاه کنار کله پزی و یکی خرید همچی تغییر کرد اون یه مرد گنده
و عظیم و جسه و شیک و پیک ضد کله پاچهست که میخواد هر طور شده در مغازهی من و تخته کنه؛ اما…
قسمتی از رمان
– باید بیشتر حواسم و جمع کنم!
نگاهی به خودم تو آینه ماشین انداختم
با دیدن نگینهایی که روی رد زخمهای تصادف روی صورتم زده بودم سردردم بیشتر شد
و یه قرص از کیفم در آوردم و بدون آب خوردم
مطمئنم تا قرص نخورم باید تا شب دردش و تحمل کنم و هر لحظه بیشتر و بیشتر میشه
دوباره روشن کردم و سرعتم و تا جای ممکن زیاد کردم و با رسیدنم ماشین رو پارک کردم و پیاده شدم
رفتم از پشت وانت به زور گوسفند و کشیدم پایین و بردم سمت کشتارگاه
هاشم با دیدنم اومد سمتم
– اینجا چیکار میکنی پرند؟ این گوسفند چیه دستت؟
– میخوام برام ذبحش کنی!
– شغلت رو عوض کردی؟
– تو به این چیزها کاری نداشته باش! انجامش میدی یا نه؟
– چرا انجامش ندم؟ من کارم رو میکنم و پولم و میگیرم!
– خوبه!
گوسفند و دادم دستش و ادامه دادم: تا میرم برمیگردم راست و ریستش کن!
– باشه!
رفتم سوار وانت شدم و حرکت کردم سمت میدون بار و چند تا گونی پیاز خریدم و
گذاشتم پشت وانت و اومدم یه چرخی تو بازار بزنم برای خونه خرید کنم
ولی انقدر شلوع بود حتی نمیتونستم درست و حسابی قدم بردارم و
کلافه خواستم به زور مردم کنار بزنم رد شم یه پسره افتاد جلوم…
قیمت48000



















