
دانلود رمان قرار قلب های ما pdf از نصیبه رمضانی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،معمایی
خلاصه رمان قرار قلب های ما
چهار سال پیش، چند نفر از همکلاسیهای ساره درست یک ماه بعد از رفتن او، اخراج شدند.
و حالا همان چند نفر هر کدام در یک شغل مهم مشغول به کارند
تا اینکه همزمان، آن چند نفر در عرض یک هفته دچار بحران کاری عجیبی می شوند.
در همین حین که تک تک آنها به فکر چاره هستند برای حل معما، دعوت میشوند به یک مکان مشخص
جایی که آخرین بار همدیگر را قبل از اخراج دیده اند. همگی بدون اطلاع از میزبان و آدرس
به محل قرار که میروند، متوجه میشوند برای شروع مذاکره باید نفر بعدی هم باشد.
نفر بعدی که همان “ساره طریقت” هست. ساره ای که هیچ وقت بعد از ترک دانشگاه، سراغ آنها نرفته بود..
قسمتی از رمان
_وای چقدر شما چهره تون آشناست
_مرضیه هستم عروسی دختر خاله افروز باهم حال و احوال کردیم
_افروز؟ ..یادم اومد دور یه میز شام خوردیم شمام موهاتون شرابی بود درسته؟
_ِاوا ..چه خوب یادتونه البته بگما آرایشگرش ناشی بود ..حیف واسه پاتختی نبودین وگرنه رنگشو
عوض کردم._سعادت نداشتم خواهر خاطرتون مونده باشه همون شب برگشتیم خونه مون راهمون دور بود شب
بود ..اقا رستم چشماش شبا درست و حسابی جاده رو نمی بینه بگذریم خانواده خوبن؟
_شکر خدا.._دخترتونن؟ ..اونشب ندیدمش
_سوده هست مرضیه جون مسافت دور بود بچم درس داشت نشد بیاد
_زنده باشن چه قدرم خانم و با کمالاتن
_لطف داری مرضیه جون تازه فارغ التحصیل
شده بچم دنبال کار خوب چند وقتیه معطل مونده .اوا ..بذار یه زنگ به معصوم بزنم دستش تو این
جور کارای خیره خانوادگی دست به خیرشون حرف نداره
_چقدر اسمش آشناست ..
_از اقبال بلندت اونم قوم و خویشه منتها یه مقدار رفت و آمدش حساب کتاب داره.
قیمت47000
چهار سال پیش، چند نفر از همکلاسیهای ساره درست یک ماه بعد از رفتن او، اخراج شدند.و حالا همان چند نفر هر کدام در یک شغل مهم مشغول به کارند...تا اینکه همزمان، آن چند نفر در عرض یک هفته دچار بحران کاری عجیبی می شوند.در همین حین که تک تک آنها به فکر چاره هستند...برای حل معما، دعوت میشوند به یک مکان مشخص...جایی که آخرین بار همدیگر را قبل از اخراج دیده اند. همگی بدون اطلاع از میزبان و آدرس به محل قرار که میروند، متوجه میشوند برای شروع مذاکره باید نفر بعدی هم باشد.نفر بعدی که همان "ساره طریقت" هست. ساره ای که هیچ وقت بعد از ترک دانشگاه، سراغ آنها نرفته بود..



















