دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان باقلوای پرماجرا از محیا داودی pdf

دانلود رمان باقلوای پرماجرا از محیا داودی pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان باقلوای پرماجرا

جعبه های شیرینی و سفت تر از قبل تو دستم گرفتم و‌ وقتی دیدم در بازه وارد شدم. لامصب خونه نبود، کاخ بود!

با هر قدم بیشتر از قبل شگفت زده میشدم که همزمان با رسیدن به انتهای حیاط ایستادم.

روبه روم یه در باز وجود داشت و‌کمی اونطرف تر یه عالمه پله که منتهی میشد به بالا و‌من عمرا جون نداشتم

بااین جعبه ها از اون پله ها برم بالا ، شالم و کمی رو سرم کشیدم تا نیفته و  صدام و‌تو‌گلوم صاف کردم و گفتم:

_سفارشاتون و‌ آوردم،لطفا تشریف میارید دم در؟

قسمتی از رمان

منتظر موندم اما جوابی نشنیدم، هر چی هم چشم می چرخوندم بی فایده بود. کسی و نمی دیدم و

سنگینی جعبه ها داشت کلافم می کرد که تق تقی به در زدم و وارد شدم.

وارد یه محوطه تنگ و باریک و تاریک! این پولدارا حتی معماری خونه هاشونم فرق داشت که

ورودیش انقدر عجیب غریب بود! آب دهنم و با سر و صدا قورت دادم و دوباره صاحب خونه رو

صدا زدم اما بی فایده بود و در کمال ناباوریم هر چی به جلو قدم برمی داشتم،

سر و صداهای عجیبی به گوشم می رسید. صدای آب!

نمی دونستم یعنی ممکن بود ورودی خونشون آبشار دریاچه یا رود وجود داشته باشه؟

سرم و به اطراف تکون دادم، اصلا خونه ترامپ هم همچین آپشنی نداشت! ذهنم همچنان

درگیر فکرهایی احمقانه بود که یهو مسیر راهرو به ته رسید و روشنایی رو دیدم…

 

قیمت43000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.4 / 5. تعداد رای : 201

خلاصه رمان

جعبه های شیرینی و سفت تر از قبل تو دستم گرفتم و‌ وقتی دیدم در بازه وارد شدم. لامصب خونه نبود، کاخ بود!


با هر قدم بیشتر از قبل شگفت زده میشدم که همزمان با رسیدن به انتهای حیاط ایستادم.


روبه روم یه در باز وجود داشت و‌کمی اونطرف تر یه عالمه پله که منتهی میشد به بالا و‌من عمرا جون نداشتم


بااین جعبه ها از اون پله ها برم بالا ، شالم و کمی رو سرم کشیدم تا نیفته و  صدام و‌تو‌گلوم صاف کردم و گفتم:


_سفارشاتون و‌ آوردم،لطفا تشریف میارید دم در؟

مشخصات رمان
  • نام رمان
    باقلوای پرماجرا
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    محیا داودی
  • صفحات
    2609
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • H12قشنگ بود...
  • ساراسلام قلم این نویسنده رو دوست دارم لطفا بقیه رمان هاشم هم بزارید...
  • میناخیلی قشنگ بود...
  • نرگسمن کتابای خانم حسینی رو خوندم و به نظرم روند پیشرفتشون تو داستان‌نویسی بسیار ملم...
  • نیلا گلیخیلی خوبهههه...
  • Nafas Arefiچرا نمیشه خوندش...
  • حدیثسلام من این رمان رو خوندم رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ش فقط اینکه این رمان ن...
  • نازنینبا اختلاف عالیهههههه...
  • نازنینعالیهههههههههههه خیلی دوسش دارم...
  • شادیعالی بود ، پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونید. همه رمان های خانم عامل خوبن ، ولی غثی...
تبلیغات متنی
رمان های آنلاین
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7200 نوشته
  • 8 برگه
  • 5015 کامنت
  • 258 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.