
دانلود رمان نبض خاموش از سروناز روحی pdf
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
گندم رزیدنت جراحی ساکن تهران، دختری آرام و کم حاشیه از روستاهای اطراف تبریز با موهای قرمز
که در خلوت دلش عشقی نه ساله و مخفی نسبت به همکلاسیش شایان دارد؛ شایانی که او را هرگز نمیبیند
و حتی او را واسطه آشنایی با حنا دوست مشترکشان میکند. ادغام دو بخش کودکان و جراحی بیمارستان،
باعث آشنایی گندم با آیین دکتر اورولوژی کودکان، پسری پرانرژی و شاد که تازه از تگزاس برگشته، میشود.
شایعاتی که پشت آیین هست و خصومتی که شایان نسبت به آیین دارد، برای گندم باور کردن آیین را سخت میکند…
قسمتی از رمان
به بخار چای زل زده بودم . چای کمرنگی که توی لیوان قرار بود ، خنک بشه و جرعه جرعه از گلوی خشک و خسته ی من پایین بره …
اما انگار حالا حالاها ،خیال سرد شدن نداشت.
نخ تی بگ رو بین سبابه و شستم گرفته بودم و توی آب جوش ، آروم بالا و پایینش میکردم.
خرده های معلق رسوبِ سماور کنج تریا که زیر شیر آبش ، سطل آبی رنگ قد بلندی چکه هاشو بغل می کرد،
توی لیوان کاغذیم همراه با چای کیسه ای تکون می خوردند .
تا ته نشین شدن رسوب ، تا خنک شدن یه چای فوری به مایع توی لیوان زل زدم .
اونقدر حواسم پرت بود که نفهمم نسیم پاییزی کم کم رو ترش میکنه و میشه یه طوفان پر سر و صدا همراه با دونه های بارون .
تا به خودم بجنبم ، لیوان روی میز پلاستیکی برگشت و روی روپوش سفیدم خالی شد .
آه بی حوصله ای از گلوم بیرون اومد .لک بزرگی بود. بزرگ و بد رنگ .
مستقیم بهش زل زده بودم . انگار خیال نداشت با یه شستشوی ساده پاک بشه . به فکرم دهن کجی میکرد
جوری تو تار وپودم نفوذ کرده بود که بهم حالی کنه حالا حالا ها قصد پاک شدن نداره .
امون از لکه ها …
امون از رنگ سفید … ! خدا نکنه لکه ای رو دامن سفید آدم بیفته و برای پاک کردنش دست به دامن هزار تا غریبه شد
خدا نکنه لکه ای رو پیشونی آدم مهر بخوره و پاک نشه که اون وقت دنیا واسه ی آدم برای همیشه خاموش میشد !
قیمت47000
گندم رزیدنت جراحی ساکن تهران، دختری آرام و کم حاشیه از روستاهای اطراف تبریز با موهای قرمز
که در خلوت دلش عشقی نه ساله و مخفی نسبت به همکلاسیش شایان دارد؛ شایانی که او را هرگز نمیبیند
و حتی او را واسطه آشنایی با حنا دوست مشترکشان میکند. ادغام دو بخش کودکان و جراحی بیمارستان،
باعث آشنایی گندم با آیین دکتر اورولوژی کودکان، پسری پرانرژی و شاد که تازه از تگزاس برگشته، میشود.


















