
دانلود رمان سالاد سزار pdf از ستاره شجاعی مهر
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
عسل از ازدواج مجدد مادرش با مردی که فکر میکند نامناسب و فریبکار است بسیار عصبانی و آزرده میشود، او برای فرار از آن مرد تمام تلاش خود را میکند و برای دور شدن از خانه حاضر است حتی از ایران برود، سرنوشت او را سرِ راه سامیاری قرار میدهد که برای رفتن به آلمان و اداره شرکت پدرش باید حتما ازدواج کند، عسل پیشنهادِ سامیار را برای ازدواج صوری، باتمام مخالفت های مادر و اطرافیان میپذیرد! غافل ازاینکه …
قسمتی از متن رمان
نگاهم بین دسته گل زیبا و خیره کننده اش چرخی خورد و به چشمان موشکافانه ی مادرم رسید. از همان بدو ورود سامیار زیر ذره بین نگاه مادر رفته بود. محجوبانه حرف میزد و گاهی به ندرت لبخندی هم به لب می نشاند. دلم مثل سیر و سرکه می جوشید. سوگل حرفی نمیزد و سامیار بلاتکلیف منتظر حرف یا سوالی از جانب او بود. اگر سوگل نبود پیش خودش اعتراف می کردم بازیگر خیلی قهاری ست. هر آدم غریبه ای با دیدنش فکر می کرد او به یک خواستگار واقعی آمده تا برای ازدواج با دختر
مورد علاقه اش پا پیش بگذارد. گلویم را صاف کرد و سرم را به طرف سوگل که با یک مبل فاصله کنارم نشسته بود چرخاندم. -مامان نمی خوای چیزی بگی؟ سوگل چشم از سامیار گرفت و نگاهش را سمت من کشاند. دل توی دلم نبود. با چشم و ابرو به سامیار اشاره کردم و سوگل فقط سر جنباند و با مکث گفت: گفتم سیامکم بیاد منتظر اونم وا رفتم و دستانم یخ کرد شوکه شده بودم. اصلا نمی فهمیدم مادرم چرا پای او را می خواست به میان بکشد. با حرص لب هایم را بهم فشردم و قبل از اینکه حرفی بزنم
رو به سامیار پرسید: از نظر شما که مشکلی نداره؟ یکم دیگه پیداش میشه سامیار بی توجه به حال اشفته ی من با لبخندی جواب داد: به هیچ وجه خانم من امشب وقتم كاملا در اختیار شما و عسل خانومه سوگل با رضایت سری تکان داد و من از درون اتش گرفتم. دست های لرزانم را در هم پیچیدم و دلخور و عصبی نگاهم را پایین انداختم. _بفرمایید میوه میل کنید. بنظر می آمد یخ سوگل آب شده که با سامیار صحبت می کرد. -ممنونم. چشم یخ. متوجه ی سنگینی نگاه سامیار روی خودم شدم .



















