
دانلود رمان لانه افعی ها pdf از K_A_KNIGHT
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال،مافیایی
رایدر، گرت، کنزو و دیزل، اونا افعی ها هستن.اونا این شهر و هرکی توشه رو میچرخونن. معاملههاشون به کثیفیِ کاراشونه، و شهرتشون به قدری کافیه که یه آدم بزرگرو وادار کنه زانو بزنه و التماس کنه. اونا آدمایی نیستن که بشه باهاشون درافتاد، ولی بابای من این کارو کرد. اون مردِ پیر بهشون بدهکار شد و بعد برای جبران ضررهاش، منو فروخت.آره، فروختَم.حالا مال اونام.اما من هیچوقت آدمِ ترسو و مطیعی نبودم. این مردا با چشمانِ پراز اشتیاق بهم نگاه میکنن. با دستهایی که جای زخم و خون خشکیده روشونه محکم منو نگه میدارن. اونا همهی وجود من، هر چیزی که دارم بدم رو میخوان، و تا بهش نرسن دست بردار نیستن. اونا میتونن بدن منو داشته باشن، اما هیچوقت به قلبم دست پیدا نمیکنن.افعیها؟ من کاری میکنم از روزی که منو دزدیدن پشیمون بشن…
قسمتی از متن رمان
رایدر در حالی که کت و شلوارش رو صاف میکرد اینو زمزمه کرد، البته انگار از اولشم چروک نداشت. این آشغال همیشه جوری لباس میپوشه که انگار قراره بره روی کتواک. ولی اون نگاه سرد و حسابگرش نشون میده فقط یه قیافه ی خوشگل نیست.یه بار بهش گفتم میتونم یه جای صورتشو زخمی کنم، شاید بقیه جدیتر بگیرنش. نمیدونم چرا قبول نکرد.من؟ من از بالا تا پایین غرق خون رابم. گرت هم همین ِ طور. بند انگشتای پر از زخم هنوز از مشتهایی که به اون ناراضی میزبان مون زد، داره خون میریزه. با ذوق نشسته ام چیپسای مرد رو میخورم و تماشا میکنم که گرت یه مشت محکم دیگه حواله ش میکنه و بعد عقب میره. بیخود نیست توی رینگ بهش میگن سگدیوونه،تا بجنبی پیداش شده. خودم چند باری باهاش جنگیدم. باحال بود، حتی با اینکه چند تا استخونم شکست.پلک میزنم و نگاهم میافته به مردی که نشسته روبهروی رایدر. چشم راب ورم کرده و بسته شده، لبش شکافته، و لپش همین حالا کبود شده. و این فقط چیزاییه که دیده میشه. مطمئنم زیر پیرهنش تاول زده، جاهایی که رایدر گذاشت من یه خورده خوش بگذرونم.
قیمت43000



















