
دانلود رمان پرنده در قفس خواهد مرد pdf از باده
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
دلوان دختري با اصالت كه بر خلاف جريان زندگيش و خانواده ي اشرافيش،با دلبستن به پسري از طبقه پايين جامعه، تابو شكني مي كند، اما به طور ناگهاني همان پسر دلوان را ترك مي كند و ناپديد مي شود و دختر قصه كه خانواده را مقصر مي داند آنها را طرد مي كند و به تنهايي زندگي مي كند تا اينكه پس از سالها وارد يه شركت بزرگ تبليغاتي ميشود و چند ماه بعد متوجه ميشود رئيس شركت پسري تلخ و سر سخت و جديست…
قسمتی از متن رمان
کلافه از این تکرار بي معني ايستادم ، طفل بينوا نمي دانست کار من از فال گذشته است نمی دانست اگر دیوان حافظ را هم بیاورند دیگر حال خوش نمي خواهد حوالي روزگار من قدم بزند ، دیگر کلبه احزان من گلستان نمي شود ، تمامي واقعيت هاي تلخ زندگي ام همانند بوته خاری در قلبم فرو می رفت از فرط درد ، دستانم مشت شده بودند با خشمي غیر ارادی زیپ كوچك بغل كوله را باز کردم و دو اسکناسي ده هزاري دراوردم و در آن دست خالي از پاکت های فالش گذاشتم و قدمی دیگر بر داشتم و خودم را به سمت نیمکت کنار خیابان کشاندم .كودک كه هاج و واج داشت مرا نگاه میکرد شتابان به طرف من آمد و درست مانند یه مرد بالغ اخمي به ابروهایش داد و گفت : «خانم این پول واسه یه فال خيلي زياده،،،!»و بدون هیچ حرف دیگری سه پاکت جدا کرد و روي نميکت گذاشت و به سرعت برق و باد از جلوی چشمانم محو شد به همین سرعت
از گرماي بي حد ، بي اختيار دستانم را سایبان چشمانم کردم و به آسمان بدون لك نگاه کردم ، ساعت به وقت نیمه روز خستگي هاي مدام و پرسه هاي بي وقفه است، اصلا من در این وقت روز اینجا چیکار مي کردم و گنگ و منگ بدنبال دلیل حضورم در آن ساعت و در آن مکان نامعلوم مغزم را زیر و رو کردم آه از نهادم آمد بیرون دلم میخواست یک دل سیر برای بیچاره گیهایم اشک بریزم ….









