
دانلود رمان یک غریبه pdf از حدیث افشار مهر
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،خوانوادگی،قبیله ای
میخواهی قصهای بشنوی؟ قصهای از عشقی آغشته به دروغ، دروغی که شعلهاش دامنِ زندگیهای بسیاری را گرفت. همه چیز از شبی بیستاره و دفن یک جنازه آغاز شد. سالها بعد، آرامش ظاهری دهکدهای رازآلود، با ورود ماری مرموز درهم شکست. دختری به نام ارکیده، برای جبران بدهی، در کلوبی به رقصندگی روی میآورد، اما ورق وقتی برمیگردد که مرتکب قتلی میشود؛ قتلِ مردی از مافیا که انتقامش، تمام ایل و تبارش را به دنبال قاتل میکشاند. ارکیده، برای پنهان شدن، به دهکدهای تحت فرمان رئیس قبیله ای مافیایی پناه میبرد. حال، او باید برای آزادی خود و جبران بدهیاش، به رئیس قبیله نزدیک شود… اما آیا این نزدیکی، او را از خطر نجات میدهد یا به ورطهای عمیقتر میکشاند…
قسمتی از متن رمان
پرتوهای آفتاب به رقص در آمدند. روی صفحه ی اول دفتر چنین نوشته شده بود که:
-می خوای برات یک قصه بگم؟
-قصه ی چی؟
-قصه ی یک عشق پر دروغ، دروغی که زندگی خیلی ها را به آتش کشید. همه چیز از آن شب یک شب بی ستاره شروع شد.به کف زمین که تبدیل به حمامی خون شده بود نگاه کرد. قفسه ی سینه اش از شدت نفس نفس زدن بالا پایین می پرید. سرش را آهسته برگرداند و به دست های لرزانش که قرمز از خون شده بودند نگاه کرد.
فکش از اتفاقی که افتاده بود می لرزید نگاهش را بالا آورد و به جسمی که روی زمین افتاده بود نگاه کرد. شکاف بزرگی روی سرش بود و خون مثل آبشار روی زمین سرازیر شده نبضش را گرفته بود



















