
دانلود رمان آهو pdf از نگار فرزین
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان آهو
امیر طاها رفت و من را تنها و متعجب رها کرد نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت اصلا نمی دانم باید چه کار کنم ؟
گیج و منگ و سر خورده نشسته ام و به زندگی 91 ساله درهم و برهمم نگاه می کنم.
از وقتی یادم می آید پدرم حمال بازار بود و توی حجره حاج ساالر فرش جابه جا می کرد و
مادرم هم در کنار کارهای خانه ،گاهی در خانه مردم کلفتی می کرد تا چرخ زندگی بچرخد
ولی همیشه خدا هشتمان گرو نهمان بود.
قسمتی از رمان
از وقتی یادم می آید پدرم حمال بازار بود و توی حجره حاج سالار فرش جابه جا می کرد و مادرم هم در کنار کارهای
خانه ،گاهی در خانه مردم کلفتی می کرد تا چرخ زندگی بچرخد ولی همیشه خدا هشتمان گرو نهمان بود . تنها
دارایمان خانه کوچک و زوار درفته ای بود که در یکی از محلات حاشیه شهر کرمان از پدر بزرگم به ارث رسیده بود.
خانه ، قدیمی و فرسوده بود دیوارها یش نم داشت ، قاب پنجره هایش زنگ زده بود ،در های چوبیش پوسته ، پوسته
شده بود و هر روز خدا یک جایش خراب می شد خواهرهای بزرگترم به اجبار پدرم خیلی زود ازدواج کردند و
به خانه بخت رفتند تا یک نان خور از سر زندگی پدرم کم شود و دو برادرم درس را ول کردند تا کار کنند ولی سر هیچ
کاری دوام نمی آوردند و بیشتر وقتشان را با بچه های نا اهل محل می گذراندن . البته با داشتن پدری که بیشتر زندگیش
پیش دوستانش و پای منقل و بافور گذشته بود رفتارهای برادرانم خیلی عجیب نبود



















