آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دلادل pdf از ملیحه بخشی

دانلود رمان دلادل pdf از ملیحه بخشی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان دلادل:عاشقانه،معمایی

خلاصه رمان دلادل

علیرام مربی دفاع شخصی بعد از ۱۴ سال با مبینایی روبرو می‌شود که زمانی دوران عاشقی باهم داشتند. ولی مبینا اصلا شبیه آن موقع‌هایش نیست و فقط برای انتقام از کسی نزد علیرام آمده تا او مربیش شود. زندگی مبینا پر از رازهای سر به مهر است که همراهیش با علیرام باعث می‌شود که این رازها فاش شوند.

قسمتی از رمان دلادل

میان باغی سرسبز دنبالش میدوم، مثل آنروزها وجودش گرم است. بوی گل مریم و شمعدانی با صدای خنده اش باغ را پر کرده است.

قربان صدقه اش میروم و از شادی اش لذت میبرم. میان خنده هایش صدایی در گوشم زنگ میزند

بیا فرار کنیم…بیا فرار کنیم

برات پیتزا درست کردم..

گشنمه

صدای بلند تلویزیون می آید. یکدفعه آسمان سرخ و بعد همه جا تاریک میشود.

-کم کن صدای اون وامونده رو…

رعد و برق و صاعقه به باغ شبیخون میزند و ابرهای سیاه به زمین نزدیک میشوند.

یکدفعه خودم را توی یک چهار دیواری میبینم. بوی تلخ پیتزای سوخته می آید. کمربندش جلوی چشمانم تاب

میخورد، رو برمیگردانم که با دیدن چشمان زیبایش که از حدقه بیرون زده، جیغ میکشم.

با صدایی دورگه که خش برداشته، ناله میکند کمک…جیغ میکشم

ولش کن حرومزاده

آن دستهای بزرگ رهایش نمیکند و من هر چه تلاش میکنم نمیتوانم کمکش کنم. دستانم بیرق است و

کوتاه حتی انگشتانم هم به او نمیرسد. فقط جیغ میکشم، با تمام وجود…

گلویم میسوزد، مثل گلوی او…

مستاصل به هر طرف میدوم و بیتابی میکنم. دنبال کمکی میگردم تا به دادمان برسد. صدای خرخر گلویی

توی گوشم اکو میشود..با درد پلک میبندم. انگار کسی تمام مویرگهای وجودم را سر میبرد و روی زخمش نمک میپاشد.

آنقدر با صدای بلند گریه میکنم که گوشهایم درد  میگیرد.

از جا میپرم. صدای پژواک نفسها و ضربان قلبم را  داخل گوشم میشنوم .

از لمس نم، که به گوش و پوست سرم میخورد میفهمم بالشتم خیس شده است، هم از اشکهایم و هم از عرقی که

به تن و موهای کوتاهم نشسته است..

نورِ سرخی روی سقف روشن و خاموش میشود.نمیتوانم درک کنم الان خوابم یا بیدار!

بین مرز خواب و بیداری گیر کرده ام، انگار مرا به تخت بسته اند که توان حرکت ندارم. فقط به حالت چشمک زن نور زل زده ام.

قول داده ام تا زمانش نرسد گریه نکنم، اما در خواب که اختیاری ندارم.

احساس میکنم یک آدم قوی قلبم را درون مشتش گرفته و فشارش میدهد.

نمیتوانم این درد را قورت دهم، با تمام وجودم نعره میکشم

 

 

قیمت78000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 0 / 5. تعداد رای : 0

خلاصه رمان
علیرام مربی دفاع شخصی بعد از ۱۴ سال با مبینایی روبرو می‌شود که زمانی دوران عاشقی باهم داشتند. ولی مبینا اصلا شبیه آن موقع‌هایش نیست و فقط برای انتقام از کسی نزد علیرام آمده تا او مربیش شود. زندگی مبینا پر از رازهای سر به مهر است که همراهیش با علیرام باعث می‌شود که این رازها فاش شوند.
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دلادل
  • ژانر
    عاشقانه،معمایی
  • نویسنده
    ملیحه بخشی
  • صفحات
    1629
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
تبلیغات متنی
درباره سایت
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7322 نوشته
  • 14 برگه
  • 5069 کامنت
  • 414 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.