
دانلود رمان اقیانوس چشمهایت pdf از زهرا مجموعی نسخه کامل بدون سانسور
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی
در دل قصهای پر از رنج و جدال، دو نیروی قدرتمند در برابر هم صف کشیدهاند؛ انتقام، شعلهای سرد که جان را میسوزاند، و عشق، نوری آرامبخش که حتی تاریکترین زخمها را التیام میبخشد. عشق یک واژه نیست، یک معناست، معنای زندگیعشق می تواند دیوار نفرت را فرو بریزدو از دیوار فرو ریخته نهالی تازه بروید،و باران محبت نهال کوچک را تبدیل به درخت پر بار کند.عشقی سوزاناک آغشته به نفرت و انتقاممیان دنیای پیچیده و سرسختمردی از تبار غم که سالها خشم روی خشم تلنبار کرده و تنها آرزویش گرفتن انتقامی بود که استارت آن از صاحب شدن دخترکی معصوم و بی گناه شروع می شد که مهره پر رنگ بازی بود،یعنی قربانی انتقام…
قسمتی از رمان
با هق هق بلند می شوم،موهای پریشانم را گوجه ای می بندم و پیراهن حسام را چنگ می زنم و از روی ست سیاه
تاپ و شورتکم می پوشم.
دیوانه شده ام،هوا می خواهم.
در را باز می کنم و به سمت پله ها می دوم ولی پایم روی فرش ابریشمی سر می خورد.
می خواهم بیفتم ولی کمرم در دستان قوی گیر می کند،نفسم حبس می شود.
بین آن همه نور محو قرمز،آبی چشم های او روی من تابیده است .
دست هایم روی سینه اش است،نفس های تند او را روی پوستم حس می کنم.
مرا دیوانه وار بغل می کند و سرش را در گودی گردنم فرو می برد
مات می شوم،نفسم در نمی آید.
به خودم می آیم و با دلتنگی بویش می کنم.
دستم شانه می شود و موهای پشت سرش را شانه می کند.
وحشیانه مرا به دیوار می چسباند و پایم را دور کمرش حلقه می کند و سرش را در گودی گردنم فرو میبرد و با
نفس نفس می گوید.
– دلم…دلم برات تنگ..تنگ…
ادامه نمی دهد و من در تب و تاب به اتمام رسیدن جمله اش می شوم.
دوباره مرا می فشرد،دستم را دور گردنش با هق هق حلقه می کنم
نفسش می کشم.
دست هایش دستمال می شود و اشک های مرا پاک می کند.
لب هایش را درست روی نبض گردنم می گذارد و بوسه عمیقی می زد جوری که حس می کنم رد لب هایش روی
گردنم جا مانده است .
بعد چنان فرار می کند که انگار او نبوده است.
نگاهم با تمام استیصال در رد نگاهش جا می ماند و بیچاره من، بیچاره منو قلبم…
قیمت67000



















