در حال انتشار
رمان انکارم مکن
خلاصه داستان:
متین دختر زیبایی است که زندگی زیبایی دارد. ۳ برادر که او را دوست دارند و همسری عاشق که هر لحظه محبت خود را به او ابراز میکند. تا اینکه متین در چندین جا دچار حالت غش می شود و از هوش میرود. به توصیه ی مادرش به دکتر میرود و پس از انجام آزمایش می فهمد به بیماری سرطان مبتلا شده است. حال زندگی روی دیگر خود را به متین نشان می دهد. نامزدی که تا دیروز ورد زبانش نام او بود بعد از فهمیدن این ماجرا با او سرد می شود تا اینکه متین عکسهای شوهرش و زن دیگری را در مهمانی می بیند...
لینکهای دانلود کتاب
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان انکارم مکن pdf از مژگان احتشامی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،قدیمی
خلاصه رمان انکارم مکن
متین دختر زیبایی است که زندگی زیبایی دارد. ۳ برادر که او را دوست دارند و همسری عاشق که هر لحظه محبت خود را به او ابراز میکند. تا اینکه متین در چندین جا دچار حالت غش می شود و از هوش میرود. به توصیه ی مادرش به دکتر میرود و پس از انجام آزمایش می فهمد به بیماری سرطان مبتلا شده است. حال زندگی روی دیگر خود را به متین نشان می دهد. نامزدی که تا دیروز ورد زبانش نام او بود بعد از فهمیدن این ماجرا با او سرد می شود تا اینکه متین عکسهای شوهرش و زن دیگری را در مهمانی می بیند…
قسمتی از متن رمان
ميخواهم عشق را منكر شوم ميخواهم عشق را بي معنا بخوانم ميخواهم تنها معني عشق را درد و رنج و تب بدانم.ميخواهم
بگويم عشق درد و رنجي بيش نيست و عشق به معناي واقعي هرگز يافت نميشود.نميخواهم نه ديگر هيچ نميخواهم چون
ديگر عشقي در ميان نيست انگيزه اي هويدا نيست پس چرا….
همه چيز با يک سرگيجه ساده شروع شد.قبر كوروش كبير با تمام عظمت و شكوه و جلالش پيش رويم بود و من در آستانه
ي پلكان ورودي تخت جمشيد غرق در توضيح و تفسير تاريخ كهن ايران باستان براي گروهي از مسافران بودم كه به قصد
گشت و گزار و گذراندن اوقاتي خوش براي تفريح و گردش كشور زيبايمان را انتخاب كرده بودند كه ناگهان همه چيز در
برابر چشمانم سياه و تاريك شد و لحظه اي احساس كردم تعادلم را از دست دادم دور خودم چرخيدم و نقش بر زمين
شدم.صداي همهمه ي اطرافيانم را كه هر يك قصد كمک بمن داشتند را ميشنيدم.حس ميكردم كه يكي از آنان مرا در
آغوشش گرفته و شانه هايم را ميمالد و ديگري آرام صدايم ميزند و با دست صورتم را تكان ميدهد.ولي گويي قدرت و
توانايي هر گونه عكس العملي نشان دادن در برابر اعمال آنان از من گرفته شده بود و ياراي آن را نداشتم كه از خود
واكنشي نشان دهم
نظرات خوانندگان