
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
عشق کفارهی یک نگاهست فقط چون افتادن از چاله به چاه است فقط نعنا دختر کم سنی از طایفهی بزرگ که مرتکب قتل غیرعمدی میشه و علیهان پسر طایفه دشمن که تنها شاهدش بوده؛ به قصد بی ابرویی بهش نزدیک میشه و کاری میکنه که..
#نعنا
-مثل سایه دنبالمی …چی میخوای از جونم؟
جلو تر سمت لبه پرتگاه شد رفتم که با پوزخندی جلو اومد. -میخوای خودتی بکشی ،د چرا معطلی؟ بپر
ترسیده قدمی عقب رفتم. انگار خودکشی آخرین راهکار من برای هر مسئله بود.
-اگر من بمیرم چی بهت میرسه؟ بی آبرو کردنم برات بس نبود؟
باز خندید و جلو تر اومد.
این بار قبل از این که بتونم دستش رو بخونم آرنجم رو گرفت و منو از پرتگاه دور کرد
د نه د سبزی خانم …من عنتر منتر تو نیستم هر روز یه بامبولی واسه خلاص کردن خودت پیدا میکنی
شکمت بالا اومده یا پرده مرده ای چیزی زدم خودم بی خبرم؟
مردک بی حیا …
خجالت سرش نمیشد؟
دستم رو با زور بیرون کشیدم و انگشتم رو تهدید وار جلوش گرفتم
جرعت نکن یه بار دیگه بهم دست بزنی !
اون تشنه پس زده شدن بود اما غرورش اجازه شکستن نمیداد.
-اون شب که تو بغل من زار میزدی ،التماس میکردی آرومت کنم واست مهم نبود …
میون کلامش پریدم و سیلی بی حواسی توی صورتش فرود اوردم.
-دلم نمیخواد راجب اون شب چیزی بشنوم
توی شوک بود.
علیهان کاوی …پسر بزرگ طایفه کاوی …قبله پدر و مادرش از من کتک خورده بود.
از یه دختر صد و پنجاه سانتی که تمام خانسالار تنشه یک نگاهش بودن.
-خوش داری خودم بکشمت؟ تنت میخاره از همینجا یه جوری پرتت کنم که قبل غرق شدنت چهار بار بشاشی تو خودت؟
اگر میخواست ،از پسش بر می اومد.
من زور بازویی برای مقاومت در برابرش نداشتم. آبروم شده بود پیراهن عثمان …
-اره …بکش !بهتر از اینه که یک عمر با عذاب وجدان زندگی کنم!
چشم هاش کاسه خون شد.رگ گردنش ورم کرد.
قیمت83000



















