دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان ایگنور pdf از گیسو خزان

دانلود رمان ایگنور pdf از گیسو خزان

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،معمایی،جنایی

خلاصه رمان ایگنور 

یه دختر بودم مثل همه دخترا با یه دنیای ساختگی از فانتزی های رنگارنگم که توش آرزوهام و دنبال می کردم. آرزوهایی که قرار نبود آرزو باقی بمونه امید و انگیزه داشتم که تک تکشون و به دست بیارم وسط راهم چاله بود…دست انداز بود حتی چند بارم افتادم و باز بلند شدم تا برسم به اون جایی که میخوام به ساده ترین خواسته های یه دختر بیست ساله از زندگی..اگه یهو تو یه شب یه صاعقه نمیزد وسط دشت سرسبز آرزوهام و همه جا رو به آتیش نمیکشید. حالا دیگه از اون رویا و فانتزی های رنگارنگ فقط دو تا رنگ برام مونده یکی سیاه یکی هم قرمز به رنگ خون…

قسمتی از متن رمان

با اولین صدای رعد و برقی که شنیدم.. کلاه هودیم و جلوتر کشیدم و سرعت دوییدنم و بیشتر کردم.. ولی شدیدتر شدن بارون و برخورد قطره های درشتش با سر و صورتم و بادی که داشت خلاف جهتم می وزید.. ناخواسته جلوی شتابم و می گرفت!

شاید شب خوبی برای فرار نبود.. حداقل می تونستم اون قرص و تو یه روزی که آسمون صاف بود به خوردش بدم و زمینه فرارم و مهیا کنم! ولی برای این تصمیم چند روز برنامه ریزی کرده بودم و تنها چیزی که ذره ای برام اهمیت نداشت وضعیت جوی و آب و هوا بود!

اصلاً بذار بباره بارونی که همیشه من و به خیابون می کشید تا با لذت زیرش قدم بزنم.. مگه نه این که معنی اسم خودمم روز بارونیه؟ پس چرا ازش شاکی باشم؟

شاید.. شاید می باره تا کمکم کنه.. می باره تا سیاهی های چسبیده به زندگی و بخت و اقبالم و بشوره و من و وارد دنیای سفید و تمیز قبلیم کنه.. می باره تا.. سایه های سنگین شده روی سرم و از بین ببره و من و دوباره تبدیل به همون دختر آزاد و بی دغدغه کنه.. نه این موجود مفلوک و بخت برگشته ای که براش هیچ چاره ای جز فرار از خونه خودش باقی نمونده!

با تیر کشیدن یهویی ساق پام.. درست همون نقطه ای که دیروز لگد محکمش روش نشست.. یه گوشه ای وایستادم و حین نفس نفس زدن به مسیری که اومده بودم زل زدم.. این همه دوییدم و هنوز از کوچه درازی که تهش به خونه امون می رسید بیرون نرفته بودم!

خونه امون! چه جوری هنوز اون جا رو خونه ام می دونستم وقتی شبانه روز داشتم توش شکنجه می شدم؟ وقتی توش بدترین تجربه های عمرم و گذروندم و برای بیشتر نشدن این خاطرات تلخ.. بدون هیچ ایده و پشتوانه ای.. فقط با یه کوله که توش پر بود از وسایل به درد نخور.. تصمیم به فرار گرفتم؟!

یه کم که نفسم جا اومد و پام بهتر شد.. بندای کوله ام و سفت تر کردم و دوباره شروع کردم به دوییدن.. با پشت دست موهای کوتاه و خیس روی پیشونیم و کنار زدم و سعی کردم آبی که داشت دیدم و مختل می کرد از رو صورتم پس بزنم.. هرچند که فایده نداشت و شدت بارون رفته رفته داشت بیشتر می شد!

توهم این که هر لحظه یکی پشت سرم شروع کنه به دویدن و دنبالم بیاد.. نمی ذاشت با خیال راحت به مسیرم نگاه کنم و مجبور می شدم هر چند ثانیه به عقب برگردم و با ترس به اون کوچه تاریک و خلوت زل بزنم!

 

 

قیمت56000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 660

خلاصه رمان
یه دختر بودم مثل همه دخترا با یه دنیای ساختگی از فانتزی های رنگارنگم که توش آرزوهام و دنبال می کردم. آرزوهایی که قرار نبود آرزو باقی بمونه امید و انگیزه داشتم که تک تکشون و به دست بیارم وسط راهم چاله بود...دست انداز بود حتی چند بارم افتادم و باز بلند شدم تا برسم به اون جایی که میخوام به ساده ترین خواسته های یه دختر بیست ساله از زندگی..اگه یهو تو یه شب یه صاعقه نمیزد وسط دشت سرسبز آرزوهام و همه جا رو به آتیش نمیکشید. حالا دیگه از اون رویا و فانتزی های رنگارنگ فقط دو تا رنگ برام مونده یکی سیاه یکی هم قرمز به رنگ خون...
مشخصات رمان
  • نام رمان
    ایگنور
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی،معمایی،جنایی
  • نویسنده
    گیسو خزان
  • صفحات
    4496
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • H12قشنگ بود...
  • ساراسلام قلم این نویسنده رو دوست دارم لطفا بقیه رمان هاشم هم بزارید...
  • میناخیلی قشنگ بود...
  • نرگسمن کتابای خانم حسینی رو خوندم و به نظرم روند پیشرفتشون تو داستان‌نویسی بسیار ملم...
  • نیلا گلیخیلی خوبهههه...
  • Nafas Arefiچرا نمیشه خوندش...
  • حدیثسلام من این رمان رو خوندم رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ش فقط اینکه این رمان ن...
  • نازنینبا اختلاف عالیهههههه...
  • نازنینعالیهههههههههههه خیلی دوسش دارم...
  • شادیعالی بود ، پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونید. همه رمان های خانم عامل خوبن ، ولی غثی...
تبلیغات متنی
رمان های آنلاین
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7200 نوشته
  • 8 برگه
  • 5015 کامنت
  • 258 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.