
دانلود رمان تنها یک مانع pdf از زهرا عبدی(دلربا)
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: ترسناک،غمگین،اجتماعی
رزالین زنی ۳۲ساله که به تازگی از شوهر خود جدا شده و حال عاشق فردی به نام جان جونزی شده ،اون از زندگی قبلی خود با همسرش صاحب دختری شدند به نام رامونا ،حال جان قصد ازدواج به رزالین را داد و مصمم در امر این کار است ،او به هیچ عنوان رامونا را قبول ندارد و او را یک مانع بزرگ برای خوشبختی خود با رزالین دارد او با تمام حرف هایش رزالین را تحریک میکند و رزالین دست به عمل نابخشودنی می زند که هیچ جبرانی در کار نیست…
قسمتی از رمان
بارش باران در آن شب خوفناک بسیار ترس برانگیز بود . قطرات خون از چاقویش ریخته میشد بر کف اتاق ،ناله
ای مادری که با عجز و التماس از او میخاست تا اینکار را نکند ،کودک ۵ساله ای یک پایش قطع شده بود و در
حال جان دادن بود..
لب های قاتل از هم باز شد عشق!اعتقادی بهش ندارم امیدوارم تو هم دیگه بهش
اعتقاد نداشته باشی
فریاد مادر بسیار ناراحت کننده بود.
لبخند مرموزی زد و به کار خود ادامه داد.بی رحمی تا چه حد ؟!
برای او ظالم بودن بسیار شیرین بود .
بارش باران لحظه ای متوقف نمیشد ،از اتاق زد بیرون تمام سر و وضعش خونی بود.
چاقو را در دست آن زن گذاشت و از آنجا گریخت. زیر باران راه میرفت دلش آرام شد . کشت هر دو را.
باید جنونس را آرام میکرد به هر حال آنها برایش یک طعمه بودند و آن را بلعید.
سری تکان داد و رفت یاد خاطرات گذشته داغونش میکرد
قیمت22000



















