
دانلود رمان حکم امیر pdf از راضیه درویش زاده
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی
آهو دختری که از بچگی عاشقِ پسر عموش شاهرخِ، درست زمانی که بعد از کُلی فراز و نشیب پدر آهو با ازدواجشان موافقت میکند.
پسر خان”امیر” که تازه از خارج برگشته از آهو خواستگاری می کند و همه چیز به یک باره بهم می ریزه.. رویاهای آهو با خودکشی
شاهرخ ویران میشه و آهو میمونه با دلی غم زده و پر از نفرت که مسبب مرگ شاهرخ رو امیر علی میدونه
از این رو تن به ازدواج با امیر میده و ..
قسمتی از رمان
نیش خندی زد.
-خیلی توهمی هستی آهو.
ضربه ی به سینه ی امیر زد.
-آهو نه آهو خانوم.
به یک باره انگشتهای محکم و کشیده ی مردانه ش را دور مچ دست ظریف آهو که روی سینه ش بود زد و با یه حرکت به درخت کوبیدش.
-من هر جور بخوام صدات میزنم. تو اصلاً میدونی من کی ام؟
ترسید اما کم نیاورد. نیش خندی که روی اعصاب امیر می رفت را زد.
-تو نیم منم نیستی انقدر من من نکن دستمو ول کن.
تقلا کرد.
امیر دندون قروچه یی کرد آهو را محکم تر به درخت چسباند و فاصله ش را کم کرد انقدر که سینه ش به سینه ی آهو چسبیده بود.
-من همونیم که اگه بخوام میتونم یه کاری کنم اون رویای عروسی که ۵دیقه پیش داشتی با عشقت ازش حرف میزدی رو با خودت به گور ببری.
از حرف و ادعا امیررخنده ش گرفت به عقب هولش داد و با خنده گفت:
-برو کنار بابا دلت خوشه فکر کرده دوره قاجاره و اینم شاه مملکته.
امیر عقب رفت و آهو با خنده نگاهش کرد و راهش رت گرفت تا برود.
امیر نیش خندی زد.
-باور نکردی.
برگشت.
-چرا باور کردم…
مکثی کرد و با خنده کفت:
-تو یه آدم دیووونه ی که توهم خود بزرگ بینی داری.
قیمت49000



















