
دانلود رمان طالع آغشته به خون pdf از مهلا حامدی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،مافیایی،انتقامی،هیجانی
خلاصه رمان طالع آغشته به خون
بهش میگن گورکن یه قاتل زنجیرهای حرفهای که هیچ ردی از خودش به جا نمیزاره…
تشنه به خون و زخم دیدست… رحم و مروت تو وجود تاریکش یعنی افسانه…
چشمان سیاه نافذش و هیکل تومندش همچون گرگی درندست… حالا چی میشه؟
اگه یه دختر هر چند ناخواسته تو کارش سرک بکشه! و با چهرهی واقعی او آشنا بشه…
حکم میگه که باید اسیر بشه، اسیر او اما…
قسمتی از رمان
نگاهش را پایین انداخت. برق اسلحهی در دستش در تاریکی رخ میکشید.
باید آرام میبود. اما درونش آشوبی به پا بود.
هشت سال… هشت سال زمان کمی نبود برای نابود کردن آن باند شش نفره…
امشب بالاخره تمام میشد. قربانی آخرش خودش با پای خودش در تلهاش میافتاد.
صدای تک بوق ماشینی از پشت درهای بستهی سوله به گوش رسید. با دستورش درهای سوله گشوده شد.
ماشین وسط محوطه ایستاد.
به ثانیه نکشید که صدای فریاد سلیم در فضا طنینانداز شد.
_کجاست؟ اون حروملقمه قاتل کجاست؟
بدون اینکه میلیمتری از جایش تکان بخورد دست به سینه به او نگاه دوخت.
از حرص خوردن آن گفتار پیر عجیب لذت میبرد.
_بابا آروم باش.
نیشخندی روی لبش شکل گرفت. چه شبی بود امشب، پسر پدر را دو دستی تقدیمش میکرد…



















