آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان گاهوک pdf از سایه
مشخصات رمان
  • نام رمان
    گاهوک
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    سایه
  • صفحات
    5646
خلاصه رمان

فاتح آژند مردی وحشی و زن‌باره که... هر24ساعت چندتا دختر هم نمیتونن راضیش کنن.


بدنش شش‌تکه و مغزش پر از نفرته. پولش از پارو بالا میره و هزارتا خدم و حشم داره که جلوش دولا میشن تا


اوامرشو اجرا کنن اما یهو دلشو به دختری میبازه که مثل برف سفید و مثل بلوط سخته. برفین...


این دختر همونیه که فاتح آژند میخواد تا آتیش شعله‌ورشو باهاش خاموش کنه... ظریفه؟! نمی‌تونه؟!


ولی فاتح اومده که فاتح میدون باشه، اون دخترِ سفیدبرفی رو میخواد فقط واسه خودش...

دانلود رمان گاهوک pdf از سایه

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان گاهوک

فاتح آژند مردی وحشی و زن‌باره که… هر24ساعت چندتا دختر هم نمیتونن راضیش کنن.

بدنش شش‌تکه و مغزش پر از نفرته. پولش از پارو بالا میره و هزارتا خدم و حشم داره که جلوش دولا میشن تا اوامرشو اجرا کنن

اما یهو دلشو به دختری میبازه که مثل برف سفید و مثل بلوط سخته. برفین…

این دختر همونیه که فاتح آژند میخواد تا آتیش شعله‌ورشو باهاش خاموش کنه… ظریفه؟! نمی‌تونه؟!

ولی فاتح اومده که فاتح میدون باشه، اون دخترِ سفیدبرفی رو میخواد فقط واسه خودش…

قسمتی از رمان

با کلید در رو باز کردم و کنار ایستادم تا آهو داخل بشه.

لبخند پر عشوه‌ای نثارم کرد و پا به خونه‌م گذاشت.

پشت سرش داخل شدم و در رو هم قفل کردم، تو تاریکی به دنبال ریموت هالوژن ها گشتم.

روی کانتر دست کشیدم ولی نبود، بی حوصله میخواستم به سمت مبل ها برم اما صدای آهو و همزمان روشن شدن هالوژن ها باعث شد بایستم و به

سمتش برگردم.

-زودتر از تو پیداش کردم.

تک خندی زدم و روی مبل راحتی نشستم، جفت پام‌ رو روی میز شیشه‌ای مشکی رنگ گذاشتم و

از جیب پشتی شلوارم، پاکت سیگارم رو به همراه فندک بیرون کشیدم.

آهو مانتو‌ی کرمی رنگ خوش طرح و دوختش رو ازتنش بیرون کشید، همزمان که قدم به قدم به من نزدیک تر میشد

من هم فندک رو زیر سیگارم گرفتم.

نیم خیز شدم و فندک رو روی میز پرت کردم، کام عمیقی گرفتم و دودش رو با غلظت بیرون فرستادم.

زن لوند‌ مقابلم زیر نور آبی رنگ، درست مثل یک تابلو چشم گیر و بی نقص به تصویر کشیده شده بود.

پیراهن دکلته سرخابی رنگش مثل پوست به تنش چسبیده بود و یه بند پهن روی شونه سمت راستش بود

دستی به موهاش کشید و نزدیک تر شد.

 

 

قیمت48000

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 875

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Ziba
    13 خرداد 1404 | 17:30

    رمان خوبی بود
    در حد یکبار خوندن خوبه

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین