آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان شروع دیوانگی جلد دوم pdf از مریم پیروند
مشخصات رمان
  • نام رمان
    شروع دیوانگی جلد دوم
  • ژانر
    عاشقانه،مافیایی
  • نویسنده
    مریم پیروند
  • صفحات
    1328
خلاصه رمان
مردی که دوران نوجونیش رو با کولبری سپری کرده و از مرگِ مادرش خاطره‌ی بدی داره، تصمیم می‌گیره به تهران بیاد و برای جبران خلاءهای زندگیش، به کار خلاف و قاچاق رو بیاره…
در این بین رو به رو شدنش با دختری جسور و شیرین زبون، تا حدودی مسیرِ زندگیِ پرچالشش رو عوض می‌کنه…

دانلود رمان شروع دیوانگی جلد دوم pdf از مریم پیروند

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،مافیایی

خلاصه رمان شروع دیوانگی جلد دوم

مردی که دوران نوجونیش رو با کولبری سپری کرده و از مرگِ مادرش خاطره‌ی بدی داره

تصمیم می‌گیره به تهران بیاد و برای جبران خلاءهای زندگیش، به کار خلاف و قاچاق رو بیاره…

در این بین رو به رو شدنش با دختری جسور و شیرین زبون، تا حدودی مسیرِ زندگیِ پرچالشش رو عوض می‌کنه..

قسمتی از رمان

خندید و جلو اومد و آرنج دستش رو مقابلم گرفت و گفت :

– اولا این یه بزم دوستانه‌ست، دور هم جمع شدیم خوش بگذرونیم

دوما رفتیم داخل مثل خنگا رفتار نکنی چرت و پرت بگی فکر کنن از پشت کوه اومدی یا قپونی اومده تو بساطشون.

همیشه همین بود رُک‌گو و بی‌پروا.

با حرص یه ضربه‌ی ریز زدم به سرش.

– تو حواست به خودت باشه اونجا خودتو گم نکنی تریپ دیگه‌ای برداری.

با هم رفتیم به سمت در چوبی بزرگی که قسمت ورودی بود و

دو تا سر گوزن چسبیده به دیوار در هر طرف در قرار داشتن.

قبل از رسیدن به در از چند تا پله‌ی مرمر بالا رفتیم. یهو پاشنه‌ی بلند کفشم گیر کرد

به پله‌ها و تعادلم رو از دست دادم و با زانو فرود اومدم روی پله‌ی بالاتر.

منو باش دلم خوشه دستم میون دست سجاده.

انقدری که هوش و حواسش داخل این مهمونیه که حواسش به من نیست.

خم شد و گفت :

– کجارو نگاه میکنی ؟ بلد نیستی راه بری ؟

– کوفت غر نزن ،دستمو بگیر.

کف دستم روی پله‌ی بالاتر بود تا تعادلم رو تقریبا نگه دارم.

دستش رو روی سینه و کمرم گذاشت و عقب کشیدم. زانوم رو مالیدم و گفتم :

– زانوم درد گرفت.

 

قیمت48000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 551

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین