دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان بی نفس در گرداب از زهرا سادات رضوی pdf

دانلود رمان بی نفس در گرداب از زهرا سادات رضوی pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان بی نفس در گرداب

شهرزاد بنا بر دلایلی جدا از (کیومرث خان) پدر سرمایه دارش، مادر و خواهر خود، با مادربزرگش زندگی می‌کند، اما حسابدار شرکت کیومرث است

حالا به مهمانی بزرگ پدرش برای آشنایی با سهامدار جدید شرکت دعوت شده است و بالاجبار به آن مهمانی می‌رود و …

قسمتی از رمان

وی مبل کمی جابه جا می‌شوم و نگاه بی‌حوصله‌ام را تا روی مهمانانی که هر کدام برای خود مشغول به کاری هستند می‌چرخانم.

در این لحظه دلم لم دادن روی آن مبل دو نفره کنار بخاری مادری را می‌خواهد که بوی خوش قیمه زیر بینی‌ام پیچیده باشد نه این فضای سرد و مصنوعی را.

نگاهم از روی شیوا که در آن لباس مشکی کوتاه در حال رقصیدن است سر می‌خورد روی رضا که مشغول صحبت با کریمی است.

نگاه خیره‌ام را می‌بیند و در چند کلمه کوتاه از کریمی فاصله می‌گیرد و به سویم گام بر می‌دارد کنارم می‌نشیند و دست گرد شانه‌ام حلقه می‌کند.

سرش را خم می‌کند و توی صورتم زمزمه می‌کند: رو به راه نیستی. نفس

گرمش صورتم را در بر می‌گیرد، کوتاه شانه‌ای بالا می‌اندازم: ترجیح میدم الان پیش غنچه جون باشم. -بعد شام برو. -منتظرم سهام دار رو معرفی کنید

بعد برم که بهونه دست کیومرث خان ندم. نیم نگاهی به ساعتش می‌اندازد: هنوز نرسیده احتمالا تا یک ربع دیگه بیاد. سری تکان می‌دهم

و رضا دستش را از روی شانه‌ام بر می‌دارد و روی مبل پشت سرم می‌گذارد. بهترین فرصت است سوالاتم را بپرسم. -ما سهام دار نیاز نداشتیم

رضا از طرفی قرار بود معاونت به کامیار برسه جریان چیه؟ نگاه میگیرد و بی‌خیال شانه بالا می‌اندازد. -نمی‌دونم کیومرث دلش

خواسته بیست درصد از سهامشو بفروشه. ابروهایم در هم تنیده می‌شوند و محکم می‌گویم:

رضا! می‌خواهم از آن حالت بی‌خیالی خارج شود. طبق عادت همیشه‌اش انگشت شصت و اشاره را دو طرف لبش می‌کشد

نگاهی به چهره جدی‌ام می‌اندازد: به منم توضیح خاصی نداده تا حالا، این مهمونی هم فرمالیته‌س واسه جلب اعتماد و دوستی

بیشتر با سهام دار جدید این پسره مثل اینکه به اون بالا بالاها خیلی نفوذ داره. گوشه ابرویم را می‌خارانم: نمی‌خوای که باور کنم

تو از هیچی خبر نداری و یکی از وسط آسمون افتاده که سهام بخره و پست معاونت هم بگیره. لب به هم می‌فشارد و می‌داند

که نمی‌تواند سر مرا شیره بمالد. -از من نشنیده بگیر کیومرث قرض بالا آورده مجبور بود. تک خنده‌ای می‌کنم و صدایم را پایین می‌آورم …

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.5 / 5. تعداد رای : 216

خلاصه رمان

شهرزاد بنا بر دلایلی جدا از (کیومرث خان) پدر سرمایه دارش، مادر و خواهر خود، با مادربزرگش زندگی می‌کند، اما حسابدار شرکت کیومرث است


حالا به مهمانی بزرگ پدرش برای آشنایی با سهامدار جدید شرکت دعوت شده است و بالاجبار به آن مهمانی می‌رود و …

مشخصات رمان
  • نام رمان
    بی نفس در گرداب
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    زهرا سادات رضوی
  • صفحات
    2595
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • محمد
    3 بهمن 1403 | 20:22

    سلام
    رمان بسیار قشنگی بودش

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • H12قشنگ بود...
  • ساراسلام قلم این نویسنده رو دوست دارم لطفا بقیه رمان هاشم هم بزارید...
  • میناخیلی قشنگ بود...
  • نرگسمن کتابای خانم حسینی رو خوندم و به نظرم روند پیشرفتشون تو داستان‌نویسی بسیار ملم...
  • نیلا گلیخیلی خوبهههه...
  • Nafas Arefiچرا نمیشه خوندش...
  • حدیثسلام من این رمان رو خوندم رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ش فقط اینکه این رمان ن...
  • نازنینبا اختلاف عالیهههههه...
  • نازنینعالیهههههههههههه خیلی دوسش دارم...
  • شادیعالی بود ، پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونید. همه رمان های خانم عامل خوبن ، ولی غثی...
تبلیغات متنی
رمان های آنلاین
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7200 نوشته
  • 8 برگه
  • 5015 کامنت
  • 258 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.