دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آس کور pdf از هانیه کریمی نسخه کامل بدون سانسور

دانلود رمان آس کور pdf از هانیه کریمی نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،پلیسی،بزرگسال

خلاصه رمان آس کور

 سراب، دختری جوان و خیاط، به‌تازگی به محله‌ای فقیرنشین نقل مکان کرده است. او که تنها و بی‌پناه است، تلاش می‌کند با کارش زندگی‌اش را بچرخاند. در همین محله با حامی سلطانی، پسر مرفه و هرزه‌ای که شهرت بدی در میان دختران دارد، آشنا می‌شود.آشنایی اولیه حامی و سراب با ماجرایی آغاز می‌شود که در آن حامی از سراب در برابر راننده‌ای قلدر دفاع می‌کند. این برخورد، سراب را فریب می‌دهد و او را به این باور می‌رساند که شاید مردی خوب در میان این همه نامردی پیدا شده است. اما به‌زودی نقاب از چهره حامی کنار می‌رود و چهره واقعی او، یعنی مردی بیمار و قدرت‌طلب که از آزار دیگران لذت می‌برد، آشکار می‌شود.

قسمتی از رمان

_ اوف اینجا رو ببین….سراب لبهایش را محکم به دندان گرفته بود تا صدای ناله هایش به بیرون از اتاق نرسد_ حامی… نمیتونم صدامو کنترل کنم، یکم آروم باش…حامی بی توجه به لحن پر از خواهش او دستش را به کمر شلوار سراب رساند.دستش به پایین تنه ی سراب نرسیده، در بی هوا باز شد و هر دو از دیدن آن جمعیت پشت در اتاق قبض روح شدند.رها که چشم بسته و روی گونه ی خود کوبید، سراب هینی گفته و سرخ شده از خجالت لباسش را پایین کشید.جایی برای فرار نداشت، آب هم نمیشد تا در زمین فرو رود که ناچارا پشت تن حامی پناه گرفت.بدتر از این هم مگر میشد؟همان یک جو آبرویی هم که داشتند در این لحظه بر باد رفت!از شدت شرم و خجالت گریه اش گرفته بود. کاش حداقل یک نفر در آن وضعیت میدیدشان، نه کل خانواده!حامی کم دیرتر به خود آمد اما واکنشش بدتر از همه بود. چشمانش را با حرص درشت کرده و صدای فریادش کل خانه را برداشت._ در نداره مگه این خراب شده عین گاو سرتونو انداختین اومدین تو؟!

نگاه بقیه را نمیدانم اما نگاه حاج آقا فقط خیره ی صورت سراب بود و برای در آغوش کشیدن او دل در دلش نبود.میخواست به اندازه ی تمام این سالها بغلش کند.به اندازه ی تمام شب هایی که دخترکش کابوس دیده و با ترس از خواب پریده بود و او کنارش نبود…به اندازه ی تمام روزهایی که زمین خورده و تن لطیفش زخم برداشته بود و او کنارش نبود…به اندازه ی تمام لحظاتی که به آن تکه قبر کوچک زل زده و در حسرت پدری کردن برای دخترکش سوخته بود…به اندازه ای که حتی اندازه اش را هم نمیدانست…

حالا و در این لحظه فقط بودن سراب میان بازوانش را میخواست.در حالی که همه در شوک دیدن صحنه ی مقابلشان بودند و هر کس سعی داشت نگاهش را به جای دیگری بدوزد، حاج آقا قدم های سستش را به سمت سراب ادامه داد.داد و فریاد حامی را نمیشنید.منع کردن های بقیه را نمیشنید.

 

قیمت58000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 568

خلاصه رمان
سراب، دختری جوان و خیاط، به‌تازگی به محله‌ای فقیرنشین نقل مکان کرده است. او که تنها و بی‌پناه است، تلاش می‌کند با کارش زندگی‌اش را بچرخاند. در همین محله با حامی سلطانی، پسر مرفه و هرزه‌ای که شهرت بدی در میان دختران دارد، آشنا می‌شود.آشنایی اولیه حامی و سراب با ماجرایی آغاز می‌شود که در آن حامی از سراب در برابر راننده‌ای قلدر دفاع می‌کند. این برخورد، سراب را فریب می‌دهد و او را به این باور می‌رساند که شاید مردی خوب در میان این همه نامردی پیدا شده است. اما به‌زودی نقاب از چهره حامی کنار می‌رود و چهره واقعی او، یعنی مردی بیمار و قدرت‌طلب که از آزار دیگران لذت می‌برد، آشکار می‌شود.
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آس کور
  • ژانر
    عاشقانه،هیجانی،پلیسی،بزرگسال
  • نویسنده
    هانیه کریمی
  • صفحات
    2692
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • زینب
    9 شهریور 1405 | 23:43

    رمان

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • ناشناسمن اینطور فک میکنم یا گریسی مادرش عجوزه بود، شوهرم عیاش بود خودشم مجسمه گذاشت عج...
  • مهساچرا لینک دانلود نیست؟...
  • فاطمهسلام وقت بخیرجلددوم داره؟ چطورمیشه دانلودکرد؟...
  • النازعالی بود مخصوصا شخصیت ناخدا جلال حتما بخونین پشیمون نمیشین...
  • زینبرمان...
  • نازنین زهرایعنی بهتر از رمان هیچ جا پیدا نمی کنید بخونید چون داستانش خیلی جذابه...
  • Nazبی نظیر بود . خیلی دوستش داشتم...
  • ممیشه لینک دانلود اش رو بفرستید...
  • ناشناسرمان قشنگیه دارم میخوونم اما چرا اولش گفت پدرش مرده اما بعدا پدر با برادرهاش اوم...
  • sadafاسم جلد دومش چیه...
تبلیغات متنی
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7278 نوشته
  • 13 برگه
  • 5050 کامنت
  • 266 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.