
دانلود رمان همخونه شیطون من pdf از دینا محدث نسخه کامل بدون سانسور
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،همخونه ای
درباره ی دختره شیطونی به اسم نفسه که در اصفهان زندگی میکنه…حالادختر داستان ما توی تهران دانشگاه قبول میشه. (دختره از اون خرخوناس)ولی باباش با خوابگاه و خونه جداگرفتن مخالفه….حالا شریکه باباش یه پسر داره که دیوونس(وااابچه ی مردم کجاش مریضه؟)دیوونه هم نیست تیکه عصبی داره…
قسمتی از رمان
دلم واسه این دنی خره هم تنگ میشه…نفس:پوووف چرانمیرسیم؟
بابا:دخترم تا1ساعت دیگه تهرانیم….نفس:وااي دارم از خستگی میمیرم
دنیال:ببخشید که من یه ساعته دارم رانندگی میکنم….
نفس:خواهش.اي کاش مامانم بود واسه عقد…..بابا:دخترم میدونی که نمیتونست با اون زانوهاي خرابش این همه ساعت توي
ماشین بشینه.تازه این عقد که دائمی نیست….ایشاالله وقتی خواستی باکسی که دوسش داري ازدواج کنی اونم هست.با این حرف بابا رفتم تو فکر.یعنی من از خونه ي این عصب سالم بیرون بیام؟حالا خداکنه خوشگل باشه این همه وقت
میخوام باهاش تویه خونه تنها بمونم نترسم.
بالاخره بعده یه ساعت رسیدیم.واااي این جا چقدر باشهره مافرق میکنه
چقدر دودودم داره.اوووووف خفه شدم.
دانیال:خوب بابا بریم شرکت یا بریم خونه؟…بابا:من میرم شرکت تو بانفس برین خونش.
دانیال:باشه
بابا رفت شرکت ماهم الان توراه خونه ي غول عصبی هستیم.خخخ از بدبخت چی ساختم
دنی زنگ درو زد و در با تیکی باز شد….
دانیال:نفس وایسا…منو کشید توي بقلش خیلی مواظب خودت باش.باشه خواهري؟
نفس:وااچته؟مگه میخواد بخورتم
دانیال:ببین خودت که فهمیدي زیاد این دوستمون اعصاب نداره.پ زیاد دمپرش نشو.
نفس:اوکی فقط کی عقد میکینم؟
دانیال:مثل اینکه خیلی عجله داریا نه؟
نفس:خفه
دانیال:شو
نفس:کیییی؟




















خیلی خوشم اومد خیلی جذاب بود