آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان همخونه شیطون من pdf از دینا محدث نسخه کامل بدون سانسوردر حال پارت‌گذاری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    همخونه شیطون من
  • ژانر
    عاشقانه،همخونه ای
  • نویسنده
    دینا محدث
  • صفحات
    162
  • وضعیت انتشار
    در حال انتشار
  • فرمت
    آنلاین / PDF
خلاصه رمان
درباره ی دختره شیطونی به اسم نفسه که در اصفهان زندگی میکنه...حالادختر داستان ما توی تهران دانشگاه قبول میشه. (دختره از اون خرخوناس)ولی باباش با خوابگاه و خونه جداگرفتن مخالفه....حالا شریکه باباش یه پسر داره که دیوونس(وااابچه ی مردم کجاش مریضه؟)دیوونه هم نیست تیکه عصبی داره...
لینک های دانلود

دانلود رمان همخونه شیطون من pdf از دینا محدث نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،همخونه ای

خلاصه رمان همخونه شیطون من

درباره ی دختره شیطونی به اسم نفسه که در اصفهان زندگی میکنه…حالادختر داستان ما توی تهران دانشگاه قبول میشه. (دختره از اون خرخوناس)ولی باباش با خوابگاه و خونه جداگرفتن مخالفه….حالا شریکه باباش یه پسر داره که دیوونس(وااابچه ی مردم کجاش مریضه؟)دیوونه هم نیست تیکه عصبی داره…

قسمتی از رمان

دلم واسه این دنی خره هم تنگ میشه…نفس:پوووف چرانمیرسیم؟
بابا:دخترم تا1ساعت دیگه تهرانیم….نفس:وااي دارم از خستگی میمیرم
دنیال:ببخشید که من یه ساعته دارم رانندگی میکنم….
نفس:خواهش.اي کاش مامانم بود واسه عقد…..بابا:دخترم میدونی که نمیتونست با اون زانوهاي خرابش این همه ساعت توي
ماشین بشینه.تازه این عقد که دائمی نیست….ایشاالله وقتی خواستی باکسی که دوسش داري ازدواج کنی اونم هست.با این حرف بابا رفتم تو فکر.یعنی من از خونه ي این عصب سالم بیرون بیام؟حالا خداکنه خوشگل باشه این همه وقت
میخوام باهاش تویه خونه تنها بمونم نترسم.
بالاخره بعده یه ساعت رسیدیم.واااي این جا چقدر باشهره مافرق میکنه
چقدر دودودم داره.اوووووف خفه شدم.
دانیال:خوب بابا بریم شرکت یا بریم خونه؟…بابا:من میرم شرکت تو بانفس برین خونش.
دانیال:باشه
بابا رفت شرکت ماهم الان توراه خونه ي غول عصبی هستیم.خخخ از بدبخت چی ساختم
دنی زنگ درو زد و در با تیکی باز شد….
دانیال:نفس وایسا…منو کشید توي بقلش خیلی مواظب خودت باش.باشه خواهري؟
نفس:وااچته؟مگه میخواد بخورتم
دانیال:ببین خودت که فهمیدي زیاد این دوستمون اعصاب نداره.پ زیاد دمپرش نشو.
نفس:اوکی فقط کی عقد میکینم؟
دانیال:مثل اینکه خیلی عجله داریا نه؟
نفس:خفه
دانیال:شو
نفس:کیییی؟

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.1 / 5. تعداد رای : 119

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
کامنت ها
  • گیتا
    12 آبان 1402 | 13:08

    خیلی خوشم اومد خیلی جذاب بود

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین