دانلود رمان های مافیایی ایرانی و خارجی رایگان pdf،رمان های مافیایی عاشقانه جدید بدون سانسور ،بهترین رمان های مافیایی پلیسی در بزرگترین سایت رمان
خلاصه رمان:
بهزاد قاضی وارسته شهر ب دلیل تعهدش به خاندان پاک مجبور است یکی از فرزندان خود را تقدیم خاندان پاک کند تا در گروه مافیایی آلفا فعالیت کند.اما پسرش که ذاتا ساکت و اهل هنر است اصلا برای اینکار مناسب نیست!مایا دختر هات و جذاب بهزاد که تازه رابطه عاشقانه ش بهم خورده و افسرده است، خواهان پیوستن به گروه آلفاس.اما با مخالفت پدرش روبرو میشود. رئیس گروه الفا "امیر ارسلان" شبانه به اتاق مایا می اید درحالی که مایا...تقابل و جنگ و جدل های مایای جذاب و امیر ارسلان مغرور و خشن خواندنی ست.
- نام رمان: مجموعه ی نور
- ژانر: عاشقانه،مافیایی
- نویسنده: مدیا_ر
- صفحات: 4389
خلاصه رمان:
هانا مهر آیین، افسر جوان پلیس، برای نفوذ به شبکهای مافیایی وارد مأموریتی خطرناک میشود؛ شبکهای که رهبر ناشناس آن با لقب لوسیفر شناخته میشود.در این مسیر، هانا با آریا دادفر، مردی سرد و مرموز، آشنا میشود و آرامآرام دل به او میبازد؛ بیخبر از اینکه آریا همان لوسیفری است که مأمور دستگیریاش شده...
- نام رمان: پرونده شیطان
- ژانر: انتقامی،مافیایی،عاشقانه،رازآلود،معمایی
- نویسنده: هلیا فارح
- صفحات: 5937
خلاصه رمان:
سرگذشت دختریه که ناخواسته وارد بازی پر خطر میشه و مجبور میشه خیانت بزرگی انجام بده....حنا دختر شاد و سرزنده ای که با برادرش دوقلو هستند،به خاطر اشتباه پدرش توی دام بزرگی میفته !وارد راهی میشه که هیچ تجربه ای ازش نداره و درست تو بدترین شرایط زندگیش درگیر عشقی بزرگ و ممنوعه میشه که چالش های بزرگی رو برای دختر قصمون به همراه میاره اما…
- نام رمان: متهوش
- ژانر: عاشقانه،مافیایی،معمایی،رازآلود،جاسوسی،خانوادگی
- نویسنده: مریم روح پرور
- صفحات: 3232
خلاصه رمان:
اون فقط ۱۹ سالشه که پدر و برادرش برای گسترش و تدوام صلح مجبورش میکنن با کسی که نمی شناسه ازدواج کنه. وقتی با چشم بند و زنجیر به تخت می بندنش فکر میکنه اخر خط ترسه…تا اینکه سردی تیغه ی شمشیر رو روی بدنش حس میکنه! اما واقعا اون شوهرشه که میخواد بکشتش...
- نام رمان: تصاحب شده در خون
- ژانر: عاشقانه،مافیایی،هیجانی،بزرگسال
- نویسنده: لیانا دیاکو
- صفحات: 690
خلاصه رمان:
حکایت زندگی دختری به اسم آسو است که در حادثهای عزیزترین آدم زندگياش را از دست میدهد و به فکر انتقام میافتد.به همین خاطر نزدیک آدم هایی خطرناک میشود که زندگیاش به کل تغییر میکند و…
- نام رمان: نگاه آشنا به یک غریبه
- ژانر: عاشقانه،جنایی،مافیایی
- نویسنده: صبا طهرانی
- صفحات: 605
خلاصه رمان:
گاهی عشق میان آرامش شکل نمیگیرد؛گاهی از دل دشمنی، خون، قدرت و رازهای خطرناک متولد میشود.هلیا، دختری سرسخت و تسلیمناپذیر، مقابل سامان آریانمهر قرار میگیرد؛ مردی سرد و قدرتمند که همه از نامش میترسند، اما در برابر هلیا معنای واقعی عشق را میآموزد.در مسیر این عشق، مأموریتهای خطرناک، عتیقههای گمشده، دشمنان پنهان، عشقهای ممنوعه و خانوادهای پر از راز و وفاداری انتظارشان را میکشد.«مردِ هلیا» روایت عشقی است که برای ماندن جنگید؛ عشقی که حتی مرگ هم نتوانست پایانش دهد...
- نام رمان: مرد هلیا
- ژانر: عاشقانه،مافیایی،طنز
- نویسنده: فارح
- صفحات: 3486
خلاصه رمان:
ماهلین شریفی پس از ربوده شدن توسط یک باند مافیایی، در آستانه از دست دادن همهچیز قرار میگیرد؛ تا اینکه آرین سالاری، مردی مرموز که سالها به پلیس آمریکا در نجات قربانیان کمک کرده، او را نجات میدهد. اما گم شدن مدارک هویتی ماهلین و اتفاقات غیرمنتظره، باعث میشود...
- نام رمان: بازی آخر
- ژانر: عاشقانه،مافیایی،پلیسی،معمایی
- نویسنده: N-R
- صفحات: 235
خلاصه رمان:
سوین خبرنگاری که برای مجلهش به اوکراین فرستاده میشه و اونجا باید با یه خواننده همخونه شه..کسی که در نقش خوانندهست ولی کسی از اون روی تاریکش که رئیس مافیاس خبری نداره....
- نام رمان: یاقوت سیاه
- ژانر: عاشقانه،مافیایی،بزرگسال
- نویسنده: Hera
- صفحات: 299
خلاصه رمان:
بعد از رابطه تو مستی اونم با رئیس مافیا متوجه شدم ازش حامله ام اما اونقدر ترسیدم که بدون اینکه بخوام بهش بگم سریع فرار کردم.اما حالا بعد ۱۰ سال به خاطر مریضی پسرم مجبور شدم ازش کمک بخوام اما با دیدنم انگار خشم جلوی چشماش گرفت چون تصمیم گرفت هم پسرشو داشته باشه هم من و مال خودش کنه...
- نام رمان: من مالک توام
- ژانر: عاشقانه،مافیایی،بزرگسال
- نویسنده: سارا_ع
- صفحات: 1038
خلاصه رمان:
رایدر، گرت، کنزو و دیزل، اونا افعی ها هستن.اونا این شهر و هرکی توشه رو میچرخونن. معاملههاشون به کثیفیِ کاراشونه، و شهرتشون به قدری کافیه که یه آدم بزرگرو وادار کنه زانو بزنه و التماس کنه. اونا آدمایی نیستن که بشه باهاشون درافتاد، ولی بابای من این کارو کرد. اون مردِ پیر بهشون بدهکار شد و بعد برای جبران ضررهاش، منو فروخت.آره، فروختَم.حالا مال اونام.اما من هیچوقت آدمِ ترسو و مطیعی نبودم. این مردا با چشمانِ پراز اشتیاق بهم نگاه میکنن. با دستهایی که جای زخم و خون خشکیده روشونه محکم منو نگه میدارن. اونا همهی وجود من، هر چیزی که دارم بدم رو میخوان، و تا بهش نرسن دست بردار نیستن. اونا میتونن بدن منو داشته باشن، اما هیچوقت به قلبم دست پیدا نمیکنن.افعیها؟ من کاری میکنم از روزی که منو دزدیدن پشیمون بشن...
- نام رمان: لانه افعی ها
- ژانر: عاشقانه،بزرگسال،مافیایی
- نویسنده: K_A_KNIGHT
- صفحات: 1018