دانلود رمان سمفونی شب سرخ pdf از مهری هاشمی و دیبا کاف نسخه کامل بدون سانسور
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان سمفونی شب سرخ
گلبرگ دختر تنها و سرخوردهایه که تو بچگی مادرش رو از دست داده.پدرش خیلی زود ازدواج کرده و دختر تنها داستانمون با آزار و اذیتهای نامادری بزرگ شده.گلبرگ زیبا قصه دل در گرو پسرعموش داره و تمام آرزوش رسیدن به اون هست. پسر عمویی که حاصل یه خانواده پر از تعصب با افکار پوسیدهست.گلبرگ چند هفته مونده به تاریخ عروسیش واسه رهایی از مشکلاتش به یه مهمونی میره و اونجا زندگیش به کلی تغییر میکنه و شبش رو با مردی میگذرونه که شوهرش نیست حالا ننگ این بی آبرویی رو چطوری میخواد پاک کنه..
قسمتی از رمان
چشم هام واسه یه لحظه خواب التماس میکردن و من فقط تونسته بودم به
ساعت بخوابم و این چرت پر از کابوس چیزی از سردردم کم نکرده بود.
نگاه آخر رو به تیپم انداختم و با اسپری کردن کمی عطر روی لباسهام از اتاق خارج شدم.
با تمام تلاشم واسه بیخیال بودن از نبودن اون دختری که با پا گذاشت به خونه زندگیم و عملا زیر و رو کرد، باز به امید اینکه تماسی گرفته باشه نگاهی به گوشیم انداختم.
اما خبری نبود و انگار گلبرگ تصمیمش رو گرفته بود تا تنها به زندگیش برسه و حالا دیگه گناه از گردن من برداشته میشد.
من ازش خواسته بودم کنارم باشه و حاضر بودم تا آخر عمرم ازش مواظبت کنم هرچند انگار اون مایل نبود.
سالن رو طی کردم و از روی کنسول نزدیک در سوئیچ ماشین رو برداشتم.
نیم بوتهای چرم رو از جاکفشی بیرون کشیدم و دستگیره رو پایین کشیدم.
بعد از پوشیدن کفشها از خونه خارج شدم.
به محض فشردن دکمهی آسانسور صدای حامد افخم از پشت سرم بلند شد و آنی خونم به نقطهی جوشش رسید.
– به به
جناب هیربد خان اهل حرمسرا چطورن.
بیاهمیت به کنایه احمقانهش نگاه چپی بهش انداختم و خونسرد گفتم: از قدیم رسم بوده فقط خواجهها از اهل حرم بپرسن چطوری خواجه حامد؟
پوزخندی به چهرهی کبود از خشمش زدم و وارد آسانسوری که رسیده بود شدم.
با همون لبخند تا بسته شدن در اتاقک به صورت کبودش نگاه کردم. سوار ماشین شدم و روشنش کردم. از پارکینگ خارج شدم و به طرف شرکت به راه افتادم…
قیمت67000