
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
یارا همیشه فکر میکرد مشکل، خودشه…حملههای عصبی، وابستگیهای نصفهنیمه و آرامشی که فقط تو موسیقی پیدا میکرد.تا شبی که ورق زندگیش برمیگرده…وقتی بین خودش و کسانی که بزرگش کردن گیر میکنه…
اگر خودش رو انتخاب کنه، کسایی رو از دست میده که از پدر و مادر براش عزیزترن.و اگر اونها را انتخاب کنه، باید به سمت بزرگترین ترس زندگیاش بره… و حالا یارا، با تمام شکنندگی روحیش، درست وسط این شرط مرگبار قرار گرفته.نه عشق براش امنه، نه از گذشتهاش میتونه فرار کنه..
خب کلاس بعدی میبینمتون برید پی کارو زندگیتون..
شادمهر که به دلقک کلاس معروفه بلند شد و با لودگی گفت:چی میشه هر روز کلاس موسیقی بزارین؟بخدا همه با کله میایم..
بقیه دختر پسرا هم با صدای بلند تایید کردن حرف دوستشون رو،سری به نشونه تاسف براشون تکون دادم…صدای خنده هاشون بلند شد و خودمم خندم گرفت،گیتار و کیفم رو برداشتم..
من دیگه به چه زبونی به شما تینیجرا باید بفهمونم یه پیرزن بیست و چهار ساله ام که تو کله تون بره؟
شادمهر یه چشمک زد و گفت:اگه چیرزنا همه شبیه تو باشن من با افتخار دنبال شوگر مامی میفتم..
پسره ی زبون باز همیشه باید جو کلاس رو عوض کنه،بقیه یه هوو کشیدن و خندیدن…
جمع کنید برید سر درس و مشقتون.شادمهر توام اگه یه بار دیگه اینجوری باهام حرف بزنی تایم کلاسات رو کمتر میکنم..
شادمهر سریع گیتارش رو گذاشت تو کاورش و جلوتر از من راه افتاد.من غلط بکنم بانویی مثل شما رو ناراحت کنم.چشم الان گورم رو گم میکنم.مراقب خودتون باشید استاد جان…
یه چشمک زد و بوس فرستاد بعد از در کلاس زد بیرون.
قیمت63000



















