
دانلود رمان عشق ممنوعه pdf از زهرا قلنده
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
رمان عشق ممنوعه داستان عشقی است که نباید شکل میگرفت
عشقی که در حصار محدودیتها گرفتار شده و با موانع زیادی روبهروست.
اما آیا عشق میتواند بر تمام موانع غلبه کند؟
یا سرنوشت، جدایی را برای این عاشقان رقم زده است؟
قسمتی از رمان
ساک مسافرتی مشکیمو برداشتمو همراه هانی راه افتادم
واقعا خسته شده بودم و دلم خواب میخواست با بیخیالی گفتم:
هانی به مرگ تو نرسیده ب خونه خواب هفت پادشاه رو میبینم!
با خنده گفت: با این استقبال شور انگیز عمرا تا اخرشب
وقت خواب داشته باشی چه جمعیتی!
ماشالاه
سر چرخوندم: کو؟؟
به پایین اشاره کرد: اوناهاشن مگه اونا خانوادت نیستن؟؟
راست میگفت کل اعضای خانوادم با عمه و عمو و خاله
با بچه هاشون اونقد از دیدنشون به وجد
اومده بودم که همه ی خستگیم در رفت با شوق براشون
دست تکون دادم و اونام متقابلا!! خانواده ی
هانیم اومده بودن استقبال هانی بعده 15 سال و من بعده 8 سال
داشتیم خانواده هامونو میدیدیم دلم
برای تک تکشون تنگ شده بود مخصوصا رزا کوچولوی شیطونم!!
تا از پله برقی رفتیم پایین و از
اون فضا عبور کردیم قد ده سال گذشت برام هانی رفت
به طرف پدر و مادرش و منم پر کشیدم به
سمت خانوادم اول از همه یه دختر کوچولوی چشم زمردی
فوق العاده خوشگل دوید به طرفم که کسی نبود جز خواهر کوچولوم رزا!!
ساکمو رها کردم و محکم به اغوش کشیدمش دست انداخته بود
دور گردنم و سفت بهم چسپیده بود
_رزا کوچولوی من؟؟
با خنده صورتمو بوسید: داداشی دلم واست یه ذره شده بودددددددد!!
خندیدم: عزیزدلم چقد بزرگ شدی خانمی…
قیمت35000




















عالیهههههههههه