دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان شوهری که فکر میکردم مرده برگشته pdf از سحر

دانلود رمان شوهری که فکر میکردم مرده برگشته pdf از سحر

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: : عاشقانه،فانتزی،بزرگسال

خلاصه رمان شوهری که فکر میکردم مرده برگشته

نج سال از روزی که اوا شوهرش را به میدان جنگ بدرقه کرده بود، می‌گذشت؛ پنج سالی که با خبر مرگ او پایان یافته بود. تنها یادگاری که برایش مانده بود، ماه‌عسلی کوتاه و محو بود؛ آن‌قدر کوتاه که چهره‌اش در ذهن اوا آرام آرام رنگ می‌باخت. در مراسم خاکسپاری، حتی اشک هم بر گونه‌اش نلغزید؛ گویی دلش پیش از آن جنگ، مرده بود. اکنون که خود را برای عمری تنهایی آماده کرده بود، سرنوشت پرده‌ای دیگر گشود: مردی که همه او را مرده می‌دانستند، با گام‌هایی لرزان اما زنده، دوباره در آستانه در ایستاد.

قسمتی از متن رمان

آتشبازی بدون وقفه آسمان را روشن میکرد. انگار باغ های با شکوه کاخ سلطنتی که به خاطر زیباییشان در سراسر قاره مشهور بودند، تا آسمان شب گسترش یافته بودند. از آنجایی که مدت ها بود که هم میزبانی و هم سازمانده ی به طور کامل توسط خانواده سلطنتی مدیریت میشد، برای این مهمانی هیچ هزینه ای دریغ نشده بود. اشراف زادگانی که در این جشن شرکت کرده بودند، که به عنوان جشن پیروزی سر گاوین نیز برگزار میشد، از شکوه و عظمت آن زبانشان بند آمده بود و نمی توانستند لذت خود را پنهان کنند. از ضیافت عصرانه تا جشنی که تا نیمهشب ادامه داشت، هیچکس نشانه ای از خستگی نشان نمیداد، حتی با اینکه به راحتی میتوانست آنها را خسته کند. فقط شادی و نشاط در هوا موج میزد. متناسب با تم مهمانی، لبخند روی صورت مهمانان چیزی جز لذت را منعکس نمیکرد. اوا هم تفاوتی نداشت.

به عنوان همسر و شریک قهرمان داستان، او بیشترین حق را داشت که از تمام این شادی به طور کامل لذت ببرد. «پاهایم درد میکند. خسته ام.» با این حال، روزهایی که میتوانست تمام شب را در مهمانی خوش بگذراند، مدت ها بود که گذشته بود؛ او امروز متوجه شد که چنین چیزی دیگر ممکن نیست. علاوه بر این، استقامت او پس از عشقبازی با گاوین در تمام طول شب گذشته، از بین رفته بود که به وضعیت او کمکی نمیکرد. با این حال، یک مزیت نسبت به بخش اول جشن وجود داشت. پس از احوالپرسی با بیشتر افراد، از جمله خانواده سلطنتی، او میتوانست اکنون به گوشه سالن رقص برود و برای استراحت بنشیند. در همین حال، گاوین در میان انبوه مردمی که او را احاطه کرده بودند، گرفتار مانده بود. «خیلی به او افتخار میکنم، خیلی خوشتیپ است.» در خانه، او مردی هوسباز به نظر میرسید که فقط به بدن او خیره شده بود

اما اینجا، او واقعاً میتوانست بازگشت قهرمان جنگ را احساس کند. اما سپس، اوا متوجه شد که کسی از میان جمعیت اطراف گاوین عبور کرد و درست کنار او ایستاد. زنی با بهترین لباس، با گردنبندی بزرگتر و سنگینتر از گردنبند ملکه. او کسی نبود جز مادام اتروآ، بدنام در محافل اجتماعی پایتخت، که به عنوان دشمن هر بانویی و معشوقه هر مردی شناخته میشد. «نمیتوانم جلوی احساس ناراحتیام را بگیرم…» او هرگز شخصاً با او احوالپرسی نکرده بود، اما شایعات رسوایی اطراف این زن برای ایجاد یک پیشداوری ناخوشایند کافی بود. اعصابش به هم ریخته بود. «چرا گاوین او را دور نمیکند؟» گاوین با یک نگاه بیتفاوت به بیشمار نفر سر تکان داده بود یا بدون فکر دوم از کنارشان رفته بود، اما با مادام اتروآ، او مکث کرد: 10ثانیه، 30ثانیه، یک دقیقه، دو دقیقه… و همچنان در کنار او ماند. حالا، حتی به او لبخند میزد؟ آن لبخند، که معمولاً محکم روی صورتش نشسته بود..

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 592

خلاصه رمان
نج سال از روزی که اوا شوهرش را به میدان جنگ بدرقه کرده بود، می‌گذشت؛ پنج سالی که با خبر مرگ او پایان یافته بود. تنها یادگاری که برایش مانده بود، ماه‌عسلی کوتاه و محو بود؛ آن‌قدر کوتاه که چهره‌اش در ذهن اوا آرام آرام رنگ می‌باخت. در مراسم خاکسپاری، حتی اشک هم بر گونه‌اش نلغزید؛ گویی دلش پیش از آن جنگ، مرده بود. اکنون که خود را برای عمری تنهایی آماده کرده بود، سرنوشت پرده‌ای دیگر گشود: مردی که همه او را مرده می‌دانستند، با گام‌هایی لرزان اما زنده، دوباره در آستانه در ایستاد.
مشخصات رمان
  • نام رمان
    شوهری که فکر میکردم مرده برگشته
  • ژانر
    عاشقانه،فانتزی،بزرگسال
  • نویسنده
    سحر
  • صفحات
    314
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • H12قشنگ بود...
  • ساراسلام قلم این نویسنده رو دوست دارم لطفا بقیه رمان هاشم هم بزارید...
  • میناخیلی قشنگ بود...
  • نرگسمن کتابای خانم حسینی رو خوندم و به نظرم روند پیشرفتشون تو داستان‌نویسی بسیار ملم...
  • نیلا گلیخیلی خوبهههه...
  • Nafas Arefiچرا نمیشه خوندش...
  • حدیثسلام من این رمان رو خوندم رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ش فقط اینکه این رمان ن...
  • نازنینبا اختلاف عالیهههههه...
  • نازنینعالیهههههههههههه خیلی دوسش دارم...
  • شادیعالی بود ، پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونید. همه رمان های خانم عامل خوبن ، ولی غثی...
تبلیغات متنی
رمان های آنلاین
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7200 نوشته
  • 8 برگه
  • 5015 کامنت
  • 258 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.