
دانلود رمان ماهین pdf از همتا_را
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،خوانوادگی،معمایی
داستان ماهین و کاوه دختر عمه و پسر دایی، که بعد از دست دادن پدر مادرشون، ماهین پیش مادربزرگش بزرگ میشه و کاوه از همون بچگی همیشه حامی و همراهش بوده.بعدها که کم کم بزرگ میشن ماهین به خودش میاد میبینه که به کاوه علاقه مند شده و داستان از جایی شروع میشه که بر خلاف انتظارمون کاوه قصد ازدواج با دختر عمه ی دیگریش، رویا رو داره و احساسش به ماهین اون چیزی نبوده که ماهین تصورشو میکرد!و با شنیدن این خبر ماهین دست به کاری میزنه و از اونجا مسیر سرنوشت همه عوض میشه باید دید ته این مسیر کاوه و ماهین رو به کجا میرسونه…
قسمتی از متن رمان
پیراهن مردانه و سفیدش را به بینی ام نزدیک میکنم و عمیق بو میکشم .
چه قدر گذشته بود ؟ نمیدانم … یک ماه یا دو ماه
بارها گفته بود که مرا نمیخواهد … حتی گفته بود من تنها وسیله ام برای رسیدن به آنچه میخواهد
دستم را روی شکمم میگذارم و چه خوب بود که تنها نبودم
مهم نبود اگر کارگری میکردم یا پس مانده غذای این و آن را میخوردم
همین که او بود … همین که درونم نفس میکشید ، برایم کافی بود .
بوی نم و رطوبت را دیگر حس نمیکردم … برایم عادی شده بود که درون اتاقک زیر زمینی خانه ای حبس شده باشم
خانه ای که از قضا مربوط به عمه او بود … اویی که بعد از عقدمان ، انگشت شمار دیده بودمش
نامردی کرده بود ؟ نه … او گفته بود که مرا نمیخواهد … گفت که دختر عمه اش را به هیچ وجه کنار نمیگذارد
اما چه میتوان کرد ؟ … مگر تقصیر من بود که افسار دلم به دست اویی افتاده بود که مواظبت میکرد از من
مهربانی میکرد … میخندید … برایم کیف مورد علاقه ام را خریده بود … چه میدانستم که این ها عشق نیست
به خود که آمدم دل در گرو اش اسیر بود و راهی برای فراموش کردنش نمانده بود ..
قیمت51000



















