آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان عطر بارون بوی سیب pdf از م.اسماعیلی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    عطر بارون بوی سیب
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    م.اسماعیلی
  • صفحات
    493
لینک های دانلود

دانلود رمان عطر بارون بوی سیب pdf از م.اسماعیلی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان عطر بارون بوی سیب

طلا از پس عشقی گرم و پر شور بخاطر روبرو شدن با مشکلی بزرگ حال به اوج تلخی و سردی رسیده و تنها راه رهایی را جدایی می داند.

شاهرخ به هر دری می زند برای حفظ این عشق اما تلاش هایش سرانجامی ندارد، تا اینکه داستان یک زندگی، زندگی پر فراز و نشیب

نهال آرام آرام پوسته این شکاف عظیم را کنار می زند و طلا را بین دوراهی تصمیم و انتخاب می گذارد..

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان دلبر حاجی

دانلود رمان آفرودیته

 

بخشی از رمان

مثل کوه استوار، مثل دریا پر خروش، مثل سنگ صبور و مثل درخت همیشه پابرجا.

من مانند این مثل ها بودم و تو مرا ندیدی، مثل کوه در برابرعظمت مشکلاتمان استواری کردم، مثل دریا چرای رفتنت را خروشیدم ،

رنج تو رنج قلب بی تپش من بود، درد دست های تو دردی است که تمام کالبد خسته ام را می فشارد و برایش التیامی نیست،

سوزش زخم هایی که گونه های همیشه خیست را در بر گرفته تا همیشه با من است و میان باورهایم جای درستی دارد.

چگونه باید باور کنم که روی پیشانی صاف تو تقدیر با قلم خویش نقش انسان پر درد انداخته و گوشه ش حک کرده

مثل سکوت بی صدا…

مثل درد پر رنج…

مثل اشک زیبا…

و مثل مرگ همیشه آرام.

آ مثل آغاز…

آ مثل آرزو…

آ مثل آشتی…

آیا زندگی فقط خلاصه ای از این واژه هاست؟!

رمان عطر بارون بوی سیب م.اسماعیلی

محمودی روی دو پاهاش نشست، با تقلای فراوان اون بسته ای رو که از ظهر توی کشوی میزش دیده بود و از سر تعجب

فقط ساعت ها بهش خیره شده بود رو بیرون کشید، یه بسته خوب مهر و موم شده و مستطیل شکل و سنگین که معلوم نبود

توسط کی و چه جوری تو کشوی میزش جا شده، بسته رو روی میز گذاشت و بعد روی صندلی نشست و خیره شد بهش،

داشت حدس می زد که اون تو چی می تونه باشه، اصلا این بسته کی رسیده که اون حالا متوجهش شده، چه کسی می تونه اون رو فرستاده باشه؟

تو تقلای ذهنی خودش بود که دست هاش بی اراده جلو رفت و چسب روی پاکت رو به ضرب سریعی کند، از توی پاکت انبوهی از

کاغذهای سیاه شده رو بیرون کشید و خیلی زود عینک آویزون روی سینه ش رو به چشم زد، کاغذها رو زیر و رو کرد و چند خطی

رو خوند وبعد متوجه شد چیزی شبیه یه داستان یا زندگینامه رو داره مطالعه می کنه، برگشت به صفحه اول، نه نام نویسنده ای بود و

نه هیچ نشون یا آدرس و شماره تلفنی، کاغذها رو با هم یه دسته کرد و…

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 8

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین