آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان عبور از غبار pdf از نیلا
مشخصات رمان
  • نام رمان
    عبور از غبار
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    نیلا
  • صفحات
    2668
خلاصه رمان

دکتر «امیرحسین موحد» پس از متوجه شدن ماجرای «آوا»، علاقه قدیمی‌اش به او را آشکار می‌سازد تا بتواند با او ازدواج کند.آوا که پس از هومن گذشته تلخی را تجربه کرده به پیشنهاد دکتر موحد پاسخ مثبت می‌دهد اما درست در روز عروسی و در آرایشگاه تلفنی به آوا می‌شود که ممکن است تمام زندگی او را نابود کند.امیرحسین آن شب را مدیریت می‌کند، از سویی «آفاق» همسر سابق امیرحسین تلاش می‌کند زندگی آوا را به هم بریزد...

لینک های دانلود

دانلود رمان عبور از غبار pdf از نیلا

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان عبور از غبار

دکتر «امیرحسین موحد» پس از متوجه شدن ماجرای «آوا»، علاقه قدیمی‌اش به او را آشکار می‌سازد تا بتواند با او ازدواج کند.

آوا که پس از هومن گذشته تلخی را تجربه کرده به پیشنهاد دکتر موحد پاسخ مثبت می‌دهد

اما درست در روز عروسی و در آرایشگاه تلفنی به آوا می‌شود که ممکن است تمام زندگی او را نابود کند.

امیرحسین آن شب را مدیریت می‌کند، از سویی «آفاق» همسر سابق امیرحسین تلاش می‌کند زندگی آوا را به هم بریزد…

قسمتی از رمان

صداش توی جیغ و هیاهوی مردم گمشده… با خنده در حالی که از ترس بازوشو چسبیدم داد می زنم و می گم:

-نمی شنوم…

یه بار دیگه بگو دستمو محکم گرفته و بیشتر فشارش میده و با داد میگه:

-دوست دارم انقدر ذوق می کنم..

که ترس از ارتفاع و سرعت سرسام آور ترن هوایی رو فراموش می کنم و با شیطنت می گم:

-نمی شنوم هومن..

نمی شنوم بلند می خنده و هردومون از ترس سرعت ترنی که می خواست بره

سمت پایین چشمامونو می بندیم و اون باز داد می زنه:

-دوست دارم..” دستامو از روی گوشام پایین میارم… و سر انگشتامو به لب هام می رسونم… اشکام بند نمیان.. ”

-میگم این استاد موحدو باید کجای دلمون جا بدیم؟

به حرفش می خندم و اون می گه: -عصا قورت داده بد اخلاق..

نمیشه دو کلام باهاش حرف زد.. اه ادمم انقدر گنده دماغ ؟” توی هق هق گریه هام به خنده می افتم از ادایی که

پشت سر موحد وقتی بالای سر بیمار بودیم در آورد..

حتی بیمار هم با ما می خندید و بیچاره موحد عصبانی شده بود

که چرا داریم می خندیم برای همین هممونو از اتاق بیرون کرد

توی کافی‌شاپ بیمارستان وسط زمستون سال قبل در حالی

که کسی از شدت سرما بیرون نیومده بود… تک و تنها توی کافی شاپ

بیمارستان که بخاریش خراب شده بود و دوتامون داشتیم از سرما

قندیل می بستیم با یه دونه کیک یزدی داشت برام جشن تولد می گرفت…

حتی شمع هم نداشتیم. و مرتب بهم می خندیدم.

چقدر گذشته برام شیرین و درد آوره… وقتی توی اون سرما رو به روش نشسته بودم و

اونم دستامو توی دستاش گرفته بود

و بهم قول به جشن تولد درست و حسابی رو بعد از یک هفته کاری سختو می داد..

چقدر صاحب کافی شاپ به دیوونه بودن

دوتامون خندیده بود. به شدت اشکامو با دست پس می زنم اما بند نمیان…

لب پاینمو محکم گاز می گیرم و از جام بلند می شم…

و محکم اشکارو از روی صورتم پاک می کنم و از دستشویی در می یام و مرتب به خودم میگم…

 

قیمت48000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 710

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Farzane
    3 آبان 1405 | 22:43

    جزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏

  • .
    14 اردیبهشت 1405 | 22:02

    خیلی عالی بود قلم قوی داشت
    پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونیدش

  • فهیمه
    19 فروردین 1405 | 21:55

    بسیار زیبا وعالی، حتما بخونید
    تشکر از نویسنده گرامی

  • فهیمه
    19 فروردین 1405 | 21:54

    بسیار زیبا وعالی، حتما بخونید
    تشکر از نویسنده گرامی

  • ستاره
    11 آذر 1402 | 05:01

    سلام خسته نباشیدمیگم به نویسنده عزیز رمانتون عالی بودفقط چرا عدد نداشت اصلا یعنی تعداد
    روزها و ماهها نوشته نشده بود

  • مبینا
    15 اسفند 1401 | 11:59

    اونقدر عالی و جذاب که به جرات میتونم بگم یکی از بهترین رمان های بود که خواندم یکم روال رمان کند بود ولی چیزی از جذاببت کم نمی‌کرد قلم پخته عاشقانه جذاب حرف های منطقی تمام انتظارهای لازم رو داشت

  • بلوط
    25 مهر 1401 | 20:54

    رمان خوبی بود ارزش خوندن رو داشت

  • هستی
    17 مهر 1401 | 11:10

    عالی بی نظیر و متفاوت بود

  • م.ق
    6 تیر 1401 | 18:35

    محشره

  • همراز
    11 اردیبهشت 1401 | 17:32

    عالی بود، عذرخواهم رمان موج نهم از همین نویسنده قرار داده نمیشه؟

  • سیما
    18 مرداد 1400 | 13:48

    بهترین رمان عمرم بود.عالییییییییییییییییییییییییییی

  • قیاسی
    6 تیر 1400 | 18:25

    عالی…

  • منا
    9 فروردین 1400 | 20:02

    عالیه عالی✌✌✌⭐⭐⭐

  • نرگس
    26 اردیبهشت 1399 | 16:40

    سلام کسی آدرس پیج یا تلگرام یا ایمیل نیلا خانوم رو داره؟ کار واجبی باهاشون داشتم

  • عسل
    26 اسفند 1398 | 23:19

    رمان بسیار خوبی بود پیشنهاد میکنم به دوستان حتما این رمان رو دنبال کنن

  • الیکا
    24 آذر 1398 | 12:55

    میتونم با توجه به حجم صفحات و حفظ کیفیت رمان،بگم رمان خوبی بود.یه جاهایی بحث های اضافیی رو بیخودی وارد رمان کرده بود و به نظرم اگه یه خورده دیگه در اون مورد بحث میکرد بهتر میبود مثلا موقعی که در کردستان بودن و دایه ی امیرحسین رو وارد ماجرا کرد یکم ناجور در اودمد مثلا اینکه اولش خونوادهی عموی امیر حسین ازش بترسن و اینکه بخواد حرفی به اوا بزنه ولی چی شد؟بعدش با خونگرمی با اوا صحبت هااا کردن و دیگه اینکه مسلما اگه فرد ی به عنوان دایه تو رو بزرگ کرده باشه انقدر ارج داره که بیشتر درموردش بحث میشد و امیر حسین واسش احترام بذاره و به عروسیش بیاد .و مورد بعدی اینکه من خودم کرد هستم و مچکرم از نویسنده عزیز که خوشبختانه کاملا خوی و خصلت مردم کرد رو همونجوری نشان داد که واقعا هستند اما کاش لهجه های کردی رو از یک منبع موثق تحقیق میکرد و اینکه میدیدم با وجود کرد بودنم و اینکه زبان مادریم هست بخاطر غلط نوشتن بعضی از کلمات نمیتونستم جملات ی که کردی بیان شده بودن رو بخونم.و مورد بعدی یهویی پیدا شدن سرو کله ی یوسف بود و اینکه یکم غیر عادی بود اینکه اوا بعد از چند سال ی که با هم دوست بودن کاملا چهرش رو فراموش کرد بود و بگه شما کی هستید و یوسف مجبور بشه که خودش رو معرفی کنه.و نکته اخری که میخوام ذکر کنم اینه که بیشتر اخر جمله ها که فعل هستند ضمیراش به دلیل غلط املایی اشتباه نوشته شده بودن واز سرعت خوندنت کاسته میشد چون باید دقت میکردی که کی این حرف رو زده و مجبور میشدی چندبار جمله ها رو بخونی ببینی کی این حرف رو زده.کاش نویسنده عزیز این موارد رو رعایت میکرد هر چند شاید واسه کسایی که اولشون هست رمان میخونند نادیده بشه اما واسه من و امثال من که انتظار رمان قوی داریم یکم ناخوشاینده و ضعف بشمار میادو در صورت برطرف کردن این نواقص بدون شک میتونم بگم یکی از بهترین رمانی های طولانیی بودکه جذاب واقع شده بود برام و تا اخرش خوندم.ممنون از سایت زیباتون و توصیه میکنم به کاربران دیگه که حتما این رمان رو بخونند

    • feri مدیر سایت
      13 دی 1398 | 17:26

      سلام ممنونم دوست عزیز

  • نیلا
    5 اردیبهشت 1398 | 08:24

    سلام…این رمان چاپی هست و شما احازه گذاشتن لینکشو ندارید..لطفا لینک دانلود رو بردارید
    ممنون

    • feri مدیر سایت
      8 اردیبهشت 1398 | 10:30

      سلام در صورتی که نویسنده زمان هستید با شماره 09100544020 در ارتباط باشید

    • نیلا…
      9 اردیبهشت 1398 | 07:34

      تماس چیه؟شما یه سر به نشر علی بزنید ..کتاب چاپ شده و در صورتی که لینک دانلود حذف نشه ..از طرف نشر بصورت قانونی برخورد خواهد شد..پس لطف لینکو حذف کنید

      • feri مدیر سایت
        11 اردیبهشت 1398 | 18:01

        سلام ..بررسی خواهد شد

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین