خلاصه رمان:
یک راز میان دو طایفه... دختری را از عشق عمیقی بیرون میکشند و به عقد مردی غریبه در میاورند.
نیاز، گرفتار پسر حاج باقر میشود و در زندان خانه اش مجبور به زندگی میشود درحالی که عشق اش به دیار هنوز خاموش نشده و دنبال راهی برای فرار است. اما دلیل این ازدواج اجباری و معامله ی بین دو طایفه چیست؟! رازها در پی این ماجرای عاشقانه است که با خواندن اش مو به تن ام سیخ شد!