
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
کیم هارو، مرد جوان و دورگهی ایرانی کرهایه که برای پیدا کردن خانوادهی مادرش و ریشههاش، دور از چشم پدرش به ایران سفر میکنه و اونجا با نفس یگانه، مترجم زبان کرهای و راهنمای تور آشنا میشه و این آشنایی، خیلی چیزها رو تغییر میده! درست اونجایی که مهرشون به دل هم میافته، رازهایی فاش میشه که نباید… رازهایی که نشون میده هیچکدوم اون چیزی که توصیف کردن نیستن!
هارو سری تکان داد و بی حرف سوار شد. برایش عجیب بود که ون گردشگری را بدون راننده فرستاده اند. نفس پشت فرمان قرار گرفت و حین بستن کمربندش، گفت:
– می خواید کره ای صحبت کنیم؟ شاید براتون راحت تر باشه.
هارو کمربندش را بست و نفس عمیقی کشید:
– نه… حالا که اینجا هستم، دلم می خواد فارسی صحبت کنم! باید تمرین کنم.
نفس نمی دانست که او برای چه نیاز به تمرین بیشتر داشت وقتی که قرار بود سه هفته ی بعد برگردد… اما با لبخندی سر تکان داد:
– باشه… پس اگه چیزی رو متوجه نشدید، بهم بگید ترجمه می کنم.
و همزمان ماشین را روشن کرد و هارو با خودش فکر کرد که لبخند او زیباست. شاید شبیه لبخند مادرش! آنطور که دندان های سفید ردیفش حین لبخند زدن مشخص می شد…
– دارم میرم هتل… اما اگه چیزی نیاز دارید، می تونیم بریم خرید!
هارو همانطور که از پنجره به بیرون خیره شده بود، جواب داد:
– بریم هتل…
و همزمان با خودش فکر کرد که چقدر ماشین ها قدیمی اند… ولی چشمانش انگار وجب به وجبِ خیابان را می بلعید. آدم ها را، زن ها، مردها… این شهرِ مادرش بود... و حالا، پسری از بطنِ آن زن قوی، برای اولین بار به این شهر و کشور آمده بود.
نفس بی حرف سمت هتل راند و میانه های راه بود که پرسید:
– می تونم موزیک پلی کنم؟
هارو مخالفتی نکرد و نفس ضبط را روشن کرد. آهنگ stay with me با صدای چانیول و پانچ که در ماشین پیچید، هارو متعجب به نیمرخ دختر کنارش خیره شد. این آهنگ مورد علاقه اش بود! جزو معدود آهنگ های کره ای که گوش می داد. پدرش موزیک گوش دادن و صنعت موسیقی را بیهوده می دانست و برعکس، هارو عاشق موزیک بود! هر چند که با شراکت با پدرش، از علایقش فاصله گرفته بود اما این آهنگ، همانی بود که همیشه در ماشینش پخش می شد!
نفس نیم نگاهی به نیمرخ مرد نگاهش انداخت و پرسید:
– می خواید آهنگ رو عوض کنم؟
و از جواب قاطعانه ی او مات ماند:
– من… عاشگ این آهنگم!
لبخندی که روی لب های نفس شکل می گرفت، عمیق و عمیق تر شد و ناگهان مثل نوجوانی اش که همه چیز را با ذوق تعریف می کرد، جواب داد:
– وای… واقعا؟ این آهنگ مورد علاقه ی منه! از همون زمان که گابلین پخش شد، تا الان حتی یه روز نیست که بهش گوش نکنم. شما هم…
قیمت77000


















