مقر اصلی دانلود رمان های مذهبی در ایران ! پرطرفدارینشون رو بصورت رایگان گذاشتم pdf و همچنین پرفروش ترین رمان های مذهبی در موضوعات متفاوت و کامل
خلاصه رمان:
حاج سلیمِ پهلوی مردی که برای حفظ آبروی خونوادگیش دختر یتیمی رو با پول میخره و به عقدموقت پسرش درمیاره...با هم اتاقی شدن پریماهِ شونزده ساله و حاجیِ بیست و شش ساله ی شیطونمون کلی شیطنت عاشقانه در راهه حاجسلیم با فهمیدن راز قدیمی که به پریماه و خونواده ش ختم میشه دستور میده که رابطشون باید واقعی بشه و با اینکار دین خودشو ادا کنه اما با باردار شدن پریماه و اومدن...
- نام رمان: دلبر حاجی
- ژانر: عاشقانه،ازدواج اجباری،مذهبی،بزرگسال،کلکلی
- نویسنده: ناشناس
- صفحات: 230
خلاصه رمان:
امین سردسته عزاداری محل به خاطر فوت ناگهانی خواهرش مسئولیت سنگینی رو دوشش قرار میگیره و دل آرا تک دختر حاج ایرج خرسند دختری که به هوای استقلال از خونواده طرد شده و درست روز زایمانش از شوهرش رکب میخوره و دخترشو از کشور خارج میکنه..و چه میشه اگر این دو نفر سر راه هم قرار بگیرند باید دید سرنوشت چا خوابی براشون دیده...
- نام رمان: سر دسته
- ژانر: عاشقانه،اجتماعی،مذهبی
- نویسنده: برفا
- صفحات: 2673
خلاصه رمان:
پونه، به عنوان پرستار داوطلبانه راهی مناطق جنگی در جنوب میشه. اونجا با یکی از بدترین دشمنانش یعنی مافوق بسیجی مواجه میشه و از شدت بدشانسی هردوشون طی یک اتفاقی گم میشن. این گم شدن باعث میشه که مافوق بخاطر تعصباتش و مسئله محرم نامحرمی، از پونه بخواد که با اون ازدواج اجباری کنه و پونه...
- نام رمان: ازدواج جنگی
- ژانر: عاشقانه،ازدواج اجباری،مذهبی
- نویسنده: زهرا علیپور
- صفحات: 500
خلاصه رمان:
جاوید مرد قدرتمندیه که به هرچی خواسته، رسیده و این بار می خواد دل زنش، طلعت رو به دست بیاره؛ زنی که مجبور به ازدواج با جاوید شده... و طلعت دختر مذهبی که بخاطر بدهی باباش مجبور به ازدواج با جاوید عیاش و ه*و*سباز شده...
- نام رمان: او شاهد بود
- ژانر: عاشقانه،مذهبی
- نویسنده: نازیلا_ع
- صفحات: 1630
خلاصه رمان:
ناهید همسر مرد شکاکی است که یک روز در میان، ضرب دستش را میچشد. تحمل میکند و زیرلب میگوید: به خاطر دخترم. اما سرنوشت، طاقت نمیآورد و دست به بازی خطرناکی برای نجات این زن میزند...
- نام رمان: تینار
- ژانر: مذهبی،عاشقانه،ازدواج اجباری
- نویسنده: هانیه پروین
- صفحات: 479
خلاصه رمان:
رستوران "بلادبورن" (Bloodborn) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه خونآشامی داره. دولت انگلستان اونها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت!حالا که نوهی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیهی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه! گرگینهها در سایه لبخند میزنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار میگیرد..
- نام رمان: ساندویج با سس خون اضافه
- ژانر: خوناشامی،عاشقانه،دارک رومنس
- نویسنده: هانیه پروین
- صفحات: 417
خلاصه رمان:
شاهپور زند تهرانی الاصل اتابکی جوان خوش قلب که ازموقعیت اجتماعی.بسیار خوبی برخورداره. و چون مورد اعتماد ترین فرد طایفه ی زند محسوب میشه.بنابر وصیت خاتون مجبور به قبول درخواستی میشه که از توانش خارج و.غیر ممکنه شاهپور زند خلاف عقیده وخواسته ی قلبی خودش، باید قیومیت.مه جبین رو که هفده سال داشته به عهده بگیره تا زمانی که مه جبین.با مرد معقول و خوبی ازدواج کنه شش سال از وصیت خاتون.گذشته و حالا.مه جبین به عنوان استاد نوازندگی ویولن در یک آموزشگاه مشغول به.کاره و طی این مدت هم شاهپور همه ی توجهش روی اون بوده.مه*جبین شاهپور رو دوست داره .اما فقط از روی احترام و به.واسطه ی.شخصیت والا وبااصالتی که داره...
- نام رمان: مه جبین
- ژانر: عاشقانه،اجتماعی،مذهبی
- نویسنده: فرشته تات شهدوست
- صفحات: 2700
خلاصه رمان:
داستان درمورد دختریه که..بخاطر افکار خانوادش تحت فشاره..خانواده ای سختگیر با افکاری مقرراتی و افراطی..پدر خانواده وقتی فهمید دخترش داره میره دنبال رویاش و شروع کرده به کشف استعدادش..سکته میکنه و کل خانوادش خواهر برادر هاش اونو مقصر میبینن تا تصمیم میگیره مسیر زندگیشو برای همیشه عوض کنه و طی این مسیر با افرادی اشنا میشه که سرنوشتش باهاشون تا اخر داستان گره میخوره...
- نام رمان: خاطرات دریا
- ژانر: عاشقانه،مذهبی،همخونه_ای
- نویسنده: aynaz
- صفحات: 137
خلاصه رمان:
مهرو دختری که با دیدن کیوان دل به او میسپاره و با هم رابطه برقرار میکن. ولی... یک شب بعد از رابطه کیوان و مهرو ! کیوان برای ارث و میراث پدربزرگ مهرو را کنار میزار و با یک دختری دیگر ازدواج میکنه . با ورود یه مستاجر جذاب و مذهبی به خونشون سرنوشت مهرو به این مستاجر گره میخوره...
- نام رمان: مهرو
- ژانر: عاشقانه،بزرگسال،مذهبی
- نویسنده: شقایق رضایی
- صفحات: 1484
خلاصه رمان:
ببین وحشی کوچولو خسته شدم از بس اینجوری بهت نزدیک شدم .تو دیگه زن من شدی مطمئنم حامله هم شدی ،خودم ازت تست گرفتم،اگه ولت کنم بری جا و مکان که نداری گیر یک مشت ادم فرصت طلب میفتی که کارت به ناکجااباد می کشه ،خودم از اینجا برم تو می مونی یک بچه حرومزاده که تا بدنیا اومدنش برات نگهبان می گذارم بلایی سرش نیاری ،بهتره باهام راه بیای ،من عوضش عقدت می کنم و بچه مو قبول می کنم.
- نام رمان: پنهانی تو را هم آرزو کردم
- ژانر: عاشقانه،مذهبی،بزرگسال
- نویسنده: حلما مجیدی
- صفحات: 233