آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان پنهانی تو را هم آرزو کردم pdf از حلما مجیدی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    پنهانی تو را هم آرزو کردم
  • ژانر
    عاشقانه،مذهبی،بزرگسال
  • نویسنده
    حلما مجیدی
  • صفحات
    233
خلاصه رمان
ببین وحشی کوچولو خسته شدم از بس اینجوری بهت نزدیک شدم .تو دیگه زن من شدی مطمئنم حامله هم شدی ،خودم ازت تست گرفتم،اگه ولت کنم بری جا و مکان که نداری گیر یک مشت ادم فرصت طلب میفتی که کارت به ناکجااباد می کشه ،خودم از اینجا برم تو می مونی یک بچه حرومزاده که تا بدنیا اومدنش برات نگهبان می گذارم بلایی سرش نیاری ،بهتره باهام راه بیای ،من عوضش عقدت می کنم و بچه مو قبول می کنم.

دانلود رمان پنهانی تو را هم آرزو کردم pdf از حلما مجیدی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،مذهبی،بزرگسال

خلاصه رمان پنهانی تو را هم آرزو کردم

ببین وحشی کوچولو خسته شدم از بس اینجوری بهت نزدیک شدم .تو دیگه زن من شدی مطمئنم حامله هم شدی

خودم ازت تست گرفتم،اگه ولت کنم بری جا و مکان که نداری گیر یک مشت ادم فرصت طلب میفتی

که کارت به ناکجااباد می کشه ،خودم از اینجا برم تو می مونی یک بچه حرومزاده که

تا بدنیا اومدنش برات نگهبان می گذارم بلایی سرش نیاری ،بهتره باهام راه بیای

من عوضش عقدت می کنم و بچه مو قبول می کنم…

قسمتی از رمان

با صدای زنگ ساعت بیدار میشم همون جای دیشب با چادر نماز ،کنار مهر خوابم برده ،وضو میگیرم

نماز صبحمو میخونم ،مانتو و شلوار و مقنعه مدرسه ام رو می پوشم و قابلمه غذام رو تو کیفم میگذارم و

همینجور ساده میرم شرکت،خانم مهرور با دیدنم تعجب میکنه : سلام خانم مهرور،صبحتون بخیر .

– سلام شی رین چقدر عوض شدی ؟شبیه بچه مدرسه ایها شدی ؟

خنده ام میگیره : دیگه مهندس هدایت گفتند با لباس مهمونی نیام با لباس مدرسه اومدم .

خانم مهرور چادرش رو مرتب میکنه و میشینه،نگاهم به چادرش میفته ،با چادرهای معمولی

فرق داره انگار استین داره : خانم مهرور چادرتون استین داره؟

خانم مهرور لبخند قشنگی میزنه : خیلی راحت و  پوشیده ست .

 منم دوست دارم چادر سر کنم ولی فعلا نمیتونم . – واقعا !!! فکر کنم خیلی بهت بیاد . چرا فعل نمیتونی ؟ !

سرم رو پایین می اندازم : باید تا اخر ماه صبر کنم . – شیرین از خودت برام بگو .

 پدر و مادرم فوت شدند با نامادریم و پسرش زندگی می کنم . – چقدر مختصر و مفید توضیح دادی ،خدا رحمتشون کنه .

خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه .

 

قیمت45000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 343

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین