خلاصه رمان:
تو دانشگاه سال اولی بودم... یه دختر آروم و سر به زیر... از وقتی پام رو توی اون دانشگاه نحس گذاشتم... توی گوشه به گوشهاش فقط یه اسم زمزمه میشد... کوسه!!! کوسهام که مشخصه دنبال طعمهاس... این کوسه خودش زیاد تو دانشگاه دیده نمیشد ولی وقتی می اومد تو دانشگاه سونامی می اومد...در حالی که سعی میکردم زیاد باهاش برخوردی نداشته باشم و خیلی آسه برم و بیام ، طی اتفاقی ناخواسته یکی از رفیقهاش من رو به عنوان دوست دختر بهش پیشکش کرد...
- نام رمان: بیبی فیس
- ژانر: عاشقانه،فانتزی
- نویسنده: عسل غلامی
- صفحات: 3018
خلاصه رمان:
نج سال از روزی که اوا شوهرش را به میدان جنگ بدرقه کرده بود، میگذشت؛ پنج سالی که با خبر مرگ او پایان یافته بود. تنها یادگاری که برایش مانده بود، ماهعسلی کوتاه و محو بود؛ آنقدر کوتاه که چهرهاش در ذهن اوا آرام آرام رنگ میباخت. در مراسم خاکسپاری، حتی اشک هم بر گونهاش نلغزید؛ گویی دلش پیش از آن جنگ، مرده بود. اکنون که خود را برای عمری تنهایی آماده کرده بود، سرنوشت پردهای دیگر گشود: مردی که همه او را مرده میدانستند، با گامهایی لرزان اما زنده، دوباره در آستانه در ایستاد.
- نام رمان: شوهری که فکر میکردم مرده برگشته
- ژانر: عاشقانه،فانتزی،بزرگسال
- نویسنده: سحر
- صفحات: 314
خلاصه رمان:
اون یه گرگه ،که واسه شکار من فرستاده شده ...خانوادم فرستادنش چون نمیخواستن کس دیگه ای شکارم کنه ،بهش اجازه دادن هر بلایی میخواد سرم بیاره تا فقط برم گردونه..هربلایی...
- نام رمان: شکارچی تاریک من
- ژانر: فانتزی،بزرگسال،عاشقانه،اکشن،تخیلی
- نویسنده: رزالین
- صفحات: 1509
خلاصه رمان:
ویانای،نیمهشکارچی برای نجات یک گرگینه هویت و خاطراتش را از دست میدهد و به دنیای انسانهای عادی تبعید میشود والدینش او را از ایران به ایتالیا میفرستند تا از خطر دور نگهش دارند... در آنجا با دختری دوست میشود که قرار است به زور با رئیس مافیای قدرتمند ایتالیا ازدواج کند شب عروسی ویانا به او کمک میکند فرار کند اما خودش اسیر میشود بیخبر از اینکه آن مرد انسان نیست و....
- نام رمان: گرگ و آشوبگر
- ژانر: عاشقانه،فانتزی،بزرگسال
- نویسنده: غزل سرخ
- صفحات: 1278
خلاصه رمان:
ابراهیم جوانمرد زاده معروف به اِبی سیریش ، که از لوطیها و داشهای منطقه پایین شهر تهران است . به عنوان بادیگارد دختر یکی از وکلای معروف ، به همراه مادرش خدیجه سلطان و خواهرش صدیقه ، به زندگی پر زرق و برق آقای وکیل وارد میشود..
- نام رمان: ابی سیریش بادیگارد میشود
- ژانر: عاشقانه،فانتزی
- نویسنده: چیکسای (نرگس حسینی)
- صفحات: 163
خلاصه رمان:
مینویسیم و سِیر میکنیم در زندگی دختری که نه خاص است و نه جذاب!نه نیروی الهی دارد و نه خال هندو خودش است و پا به مکانی میگذاردکه نباید آرزویی محال آویزهی گوشش میکند و پریزادی قاتل میشود درست در شامگاه تولد دشمنش، باید قلب شش همزاد خود را در آورده و با جوی خونهایشان غسل توبه کند! اینگونه خدا میپذیرد،طبیعت قبول میکند و او توان کشتن موجودی را پیدا میکند که عمری ابدی داردانار، دختری که خواهرش رو به طرز مشکوکی از دست داده! حالا اوندنبال اینه که با احضار روح خواهرش دلیل قتلش رو بفهمه و چی میشه که به خودت بیای و بجای روح، یک خوناشام احضار کرده باشی؟اونم توی عصری که همچین چیزهایی غیرباوره و حالا یکیشون مقابلمون ایستاده...
- نام رمان: ششمین همزاد
- ژانر: بزرگسال،عاشقانه،فانتزی
- نویسنده: خانم وکیل (مینا ت)
- صفحات: 1709
خلاصه رمان:
سه تا سرزمین وجود داره که هرکدوم راه و رسمورسوم خودشون رو دارن. اولین سرزمین برای فرشتههاست، دومی برای شیاطین و سومی برای انسانهای عادی. تولد فرشتهها و شیطانها به اولین اشک و خنده انسانهای عادی بستگی داره اولین خندهٔ هر انسان یک فرشته و اولین گریهٔ هر انسان یک شیطان رو متولد میکنه. حالا اگه کسی با اولین خندهش با قطرهٔ اشکش مخلوط بشه، چی پیش میآد؟ چه موجودی متولد میشه و پا به جهان هستی میذاره...
- نام رمان: افسانه آرابلا
- ژانر: عاشقانه،فانتزی
- نویسنده: پانیذ میردار
- صفحات: 684
خلاصه رمان:
جوخهی جادو، روایتکنندهی پنج نفر از انسانهایی است که متفاوتند. گروهی ابر قدرت، که چیزی در درونشان نهفته است که میتواند شیطان را از پا در بیاورد! داستان جوخهی جادو، قصهی افرادی را روایت میکند که تکتکشان استثناییاند.یکایکشان آمدهاند تا یاد بگیرند چهگونه جادو کنند و اهریمن را شکست دهند. وارد مکانی سراسر اسرار میشوند.دانشکدهای سحرآمیز که شاید ظاهراً جادو را تدریس کند؛ اما در باطن، رازی سیاه و شیطانی را در قلب خودش حبس کردهکه توانایی این را دارد تا تکتک افراد آنجا را، ببلعد و پیشکش شیطان کند!
- نام رمان: جوخه ی جادو
- ژانر: فانتزی،تخیلی،معمایی
- نویسنده: کیمیا وارثی
- صفحات: 503
خلاصه رمان:
داستان بر حول زندگی دختری میچرخد که تصمیم یک گشت و گذار همراه دوستانش،
زندگی او را دستخوش تغییر قرار میدهد. طی یک حادثه و اتفاقی غیرمنتظره، جادو بر دار زندگیاش
گره میخورد و از آن پس با رویارویی با افرادی نقش او در زندگی ایفا میشود و برای رهایی
از مشکلات همراهشان تقلا میکند. اما هیچ چیز آنطور که میخواهند پیش نمیرود.
- نام رمان: هومه نیلگون
- ژانر: عاشقانه،فانتزی
- نویسنده: ژیلا حیدری
- صفحات: 760
خلاصه رمان:
داستان رمان در یک سرزمین جدید به نام حومورا اتفاق میوفته که اکثریت اژدها هستن و موجودات جدیدی در اون زندگی می کنن
دختر داستان خواب هایی میبینه و تظاهر می کنه بی عرضه هست اما پشت سیاست های دربار مخفیانه همه چیز رو کنترل می کنه.
- نام رمان: کابوس افعی جلد اول
- ژانر: فانتزی،عاشقانه،ماجراجویی
- نویسنده: فاطمه السادات هاشمی نسب
- صفحات: 1646