
دانلود رمان توکا pdf از مهتاب ر
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،بزرگسال
گرشا پسری ک بعد از سالها دوری از خانواده، از خارج از کشور ب ایران برمیگرده تا توی مراسم ختم پدرش شرکت کنه …
درست توی اولین روز ورودش به عمارت پدری با دختری ریزنقش و دست و پاچلفتی روبرو میشه
ک خدمتکار اونجاست و این دختر کوچولوی هاتمون قرارع چه خرابکاریایی ب بار بیاره باید دید چی پیش میاد؟!
قسمتی از رمان
سلیقه ش هنوزم خوب بود و بهم حس آرامش میداد. وقتی وارد خونه شدیم توکا بچه ها رو کنار بخاری نشوند و
با حوصله لباساشون و در آورد. گونه هاشون و بوسید و اسباب بازی ها رو جلوشون گذاشت تا بازی کنن.
و بعد شوهرش رو به سمت آشپزخانه کشوند و من و کنار بچه ها تنها گذاشت.
روشنا و رایان با هم بازی میکردن انگار نه انگار که تازه با هم آشنا شدن.
نگاهم روی صورت پسرک بود. چقدر شبیه توکا و روشنا به نظر میرسید.
درک نمیکردم چرا مثل روشنای خودم دوستش دارم،شاید به خاطر اینکه مادرش توکا بود.
توکا و کیارش که وارد آشپزخونه شدن صدای بحث شون توجهم و جلب کرد:
–چته توکا؟ حالا که بازم فکر و خیال هاشو کرده،واسه خودش بریده و دوخته راهش دادی خونه؟
هنوز درس عبرت نگرفتی؟ –خودم میدونم کیارش ولی باید باهاش حرف بزنم
–میخوای من برم؟ توکا سر تکان داد: –اره،لطفا –دیوونه شدی؟ اگه باز…
–بچه ها اینجان کاری نمیکنه حرفام و که بزنم بعدش میره کیارش با ناراحتی نگاهش کرد.
این وضع اصلا خوشایند نبود: –واقعا دیگه دوسش نداری؟ مطمئن باشم؟ اگه هنوز حسی…
–ندارم،لطفا ادامه نده کیارش فقط نگاهش کرد. توکا گارد گرفته بود و برای تبرئه ی خودش گفت:
–کیا، تو که خبر نداری… کیارش نذاشت حرفش رو تموم کنه…
قیمت46000



















