آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان سرنوشتی که گم کردیم pdf از فاطمه زایری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    سرنوشتی که گم کردیم
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،خانوادگی،جنایی
  • نویسنده
    فاطمه زایری
  • صفحات
    4370
خلاصه رمان
ماهی بحری؛ دختری با ژنتیک نادر آلبینیسم، که اونو زبانزد کرده!پیانیستی حرفه‌ای و عزیز دور دونه ی خاندان ثروتمند و سرشناس بحری ها !در سمت دیگه، تیام ملک شاهی؛ پسرعمه‌ی ماهی، پسری ارام با نبوغ بالا ؛ اما پشت چهره‌ی جنتلمن و بی‌حاشیه‌ اش، راز هایی دفن‌ شده نفس میکشند.همه‌چیز از جایی شروع میشه که سرنوشت بازی متفاوتی رو برای اون ها در نظر گرفته که عشق، راز و حقیقت را رو به روی هم قرار میدهد و آغاز گر روایتی ست خاص و متفاوت که هیچکس انتظارش رو نداره...

دانلود رمان سرنوشتی که گم کردیم pdf از فاطمه زایری 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر   

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،خانوادگی،جنایی

خلاصه رمان سرنوشتی که گم کردیم 

ماهی بحری؛ دختری با ژنتیک نادر آلبینیسم، که اونو زبانزد کرده!پیانیستی حرفه‌ای و عزیز دور دونه ی خاندان ثروتمند و سرشناس بحری ها !در سمت دیگه، تیام ملک شاهی؛ پسرعمه‌ی ماهی، پسری ارام با نبوغ بالا ؛ اما پشت چهره‌ی جنتلمن و بی‌حاشیه‌ اش، راز هایی دفن‌ شده نفس میکشند.همه‌چیز از جایی شروع میشه که سرنوشت بازی متفاوتی رو برای اون ها در نظر گرفته که عشق، راز و حقیقت را رو به روی هم قرار میدهد و آغاز گر روایتی ست خاص و متفاوت که هیچکس انتظارش رو نداره…

قسمتی از متن رمان

اشتهایش را به غذا از دست داد و قاشق را بی‌هدف توی بشقاب چرخاند. پدرش با نگاه تیزبینی پرسید:-چرا بازم رنگ تو صورتت نیست، نازدونه؟

دکتر اسفندیار همیشه «نازدانه» صدایش می‌کرد و هربار با همین تک کلمه نشان می‌داد که برایش عزیزتر از سه‌ پسرِ بزرگ‌تر بود. ماهی با تبسم کم‌رنگی گفت:-آرایش ندارم بابا. برای همونه.

مزدک پوزخندی زد و موقع برداشتن ظرف دلمه‌ی برگ موی مورد علاقه‌اش، با طعنه گفت:-نازیِ نازدونه‌تون رو مدیون برندای معروف لوازم آرایش هستید، آقای دکتر!اسفندیار محلش نداد و همه‌ی حواسش را جمع ماهی کرد که حالا سر پایین برده بود و نمی‌دانست باید با نیشِ زبانِ برادر ارشدش چه‌کار کند. پریوش نگاه چپ‌چپش را از مزدک گرفت و به سمت ماهی برگشت.-تو که غروب خوب بودی، عزیزم.

-الانم چیزیم نیست. واقعاً خوبم.

پریوش دیس را برداشت و برای او برنج کشید.-پس شروع کن.

اسفندیار همچنان خیره‌اش بود. مزدک بی‌حوصله گفت:-ماهان و مهرشاد هنوز نیومدن!

جمله‌اش خبری بود و می‌خواست حواس پدر را از نازدانه‌اش جدا کند. اسفندیار بی‌نگاه به مزدک گفت:-پسرا بی‌معرفتن. برای این خونه‌ی درندشت، همین نازدونه بسه!

ماهی از واکنش برادرش وحشت کرد. پریوش برای درست کردن اوضاع گفت:-تقصیر خودته. وقتی همه‌ی توجهت رو دادی به نازدونه‌ت، طبیعیه که گاهی هم از سمت پسرا، سردی و بی‌‌معرفتی ببینی!

مزدک عصبی پوزخند زد.

-بی‌خودی تلاش نکن، عمه‌. کار ما از این ماستمالی کردنا گذشته. اسفندخان خیلی وقته شمشیرشو از رو بسته برای ما سه‌تا پسر!

-اینطور نیست مزدک‌جان. لطفاً آروم باش.

-وقتی گوه زده به اعصاب من، چطور آروم باشم؟

-مزدک!

-اینقدر الکی صدام نکن، عمه. فعلاً همه‌ی شرّا زیر سر اونیه که ساکت داره غذاشو می‌خوره!

قیمت49000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 869

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین