آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نیلای pdf از شهرزاد حسینی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نیلای
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    شهرزاد حسینی
  • صفحات
    1297
خلاصه رمان

-بعد از یه عمر زندگی با آبرو، یه نماز قضا ندارم به درگاهت... خدایا انصافه که این بچه انقدر بی حیا و چشم دریده


بشه؟بنده ی بدی بودم برات که این شده دستمزدم؟ نیلای با اشک هایی که خیلی وقت بود رو ی صورتش


خودنمایی می کردند؛ به پدرش خیره شد.محکم پلکش را بهم فشرد. شرمش می شد در چشمان پدرش خیره


شود! آن بسته ی دوازده تایی با اسانس آناناس، که ناظم درون کیفش پ یاده کرده بود؛ به معنی واقعی کلمه ی


آبروریزی بود!

دانلود رمان نیلای pdf از شهرزاد حسینی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان نیلای

-بعد از یه عمر زندگی با آبرو، یه نماز قضا ندارم به درگاهت… خدایا انصافه که این بچه انقدر بی حیا و چشم دریده بشه؟

بنده ی بدی بودم برات که این شده دستمزدم؟

نیلای با اشک هایی که خیلی وقت بود رو ی صورتش خودنمایی می کردند؛ به پدرش خیره شد.

محکم پلکش را بهم فشرد. شرمش می شد در چشمان پدرش خیره شود!

آن بسته ی دوازده تایی با اسانس آناناس، که ناظم درون کیفش پ یاده کرده بود؛ به معنی واقعی کلمه ی آبروریزی بود!

تا قبل از اینکه دوستانش با تمسخر بگویند کاربرد آن بسته ی آناناسی منفور چیست

نیلای گمان میکرد به خاطر یک بسته آدامس ناقابل مدیر احضارش کرده است!

دخترک بخت برگشته چه می دانست از وسایل جلوگیری؟

قسمتی از رمان

قول داده یک شب دخترک هجده ساله را مهمان تختش کند و در عوض او آبروی

نیلای را به بدترین نحو ممکن ببرد. و همه ی این ها یک بازی کثیف از پیش تعیین شده بود.

ماتریکسی به نام مهرزاد حکیمی!

مالک جوان مولتی میلیاردر مدرسه ی غیرانتفاعی حکیمی که نمیدانست چرا به

محض ورودش به این دبیرستان دشمن قسم خورده اش شده بود.

با نفرت در چشمان مهرزاد، که روی صندل ی چرمی، خونسرد و بی تفاوت نشسته

بود؛ نگاه کرد.

دوباره صدای پدرش بلند شد…- آخه اولین بارت هم نیست که بی آبروم میکنی دختره خیره سر! خانم میثاقی

رسوایی اون هفته ت رو الان بهم گفتن! آخه تو تاوان کدوم گناه منی؟

پوزخند صدادار و واضح مهرزاد اعصابش را خط خطی کرد.

دستانش را مشت کرد.

دلش میخواست فر یاد بکشد بگوید همه جیز زیر سر این مردک منفور سورمه ا ی پوش است.

این مردکی که با خونسردی و تمسخر روی صندلی اش لم داده و با تفریح به

نمایش ما نگاه میکند

 

قیمت45000

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.1 / 5. تعداد رای : 119

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین